سلسله نشست های خودشناسی - قسمت بیست و سوم
 1399/2/28

* داشتیم درباره حربه های ابلیس برای منحرف کردن انسان ها از مسیر بندگی صحبت می کردیم.
به این ماجرای کوتاه، توجه کنید:
شیطان رو دیدم که جایی بساطش رو پهن کرده بود. فریب و ریا و غضب می فروخت!
مردم دورش جمع شده بودن و هیاهو می کردن و برای خرید اجناس فروشگاه ابلیس، سر و دست می شکستن! هُل می دادن و بیشتر می خواستن. توی بساطش همه جور گناهی پیدا می شد:
دروغ، غرور، غیبت، تهمت، بی عفتی، کلاهبرداری و ...
هرکس چیزی می خرید و در ازاش چیزی می داد.
بعضیا تکه ای از قلب شون رو می دادن
بعضیا ایمان چهل ساله شون رو
گروهی، قسمتی از روح صاف و بی آلایش شون
و یه عده هم آزادی و شرافت شون رو
ابلیس، می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد.
حالم رو به هم می زد. انگار ذهنم رو می خوند.
موذیانه خندید و گفت: من با کسی کاری ندارم. فقط یه گوشه بساطم رو پهن کردم.
می بینی که خود مردم دارن برای خرید اجناس فروشگاه من، هجوم میارن.
*****ادامه مطلب در قسمت مراسم ها*****



در عزاداری و زیارت حضرت سیدالشهداءg مسامحه ننمایید. روضه هفتگی ولو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است و اگر هفتگی هم نشد دهه اول محرم ترک نشود.
آیت اللّه سید علی قاضی طباطباییw



  • mahfelezekr.ir
mahfelezekr.ir1

نماهنگ های ويژه


ثبت دلنوشته در مورد محافل ماه محرم الحرام سال 1398


موضوعات:


چرایی شکل گیری واقعه عاشورا
سوگواری
مناجات خوانی
زیارت ناحیه مقدسه

ثبت دلنوشته

آخرین محافل ذکر


خاک و باد

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد
  1399/2/28

* داشتیم درباره حربه های ابلیس برای منحرف کردن انسان ها از مسیر بندگی صحبت می کردیم.
به این ماجرای کوتاه، توجه کنید:
شیطان رو دیدم که جایی بساطش رو پهن کرده بود. فریب و ریا و غضب می فروخت!
مردم دورش جمع شده بودن و هیاهو می کردن و برای خرید اجناس فروشگاه ابلیس، سر و دست می شکستن! هُل می دادن و بیشتر می خواستن. توی بساطش همه جور گناهی پیدا می شد:
دروغ، غرور، غیبت، تهمت، بی عفتی، کلاهبرداری و ...
هرکس چیزی می خرید و در ازاش چیزی می داد.
بعضیا تکه ای از قلب شون رو می دادن
بعضیا ایمان چهل ساله شون رو
گروهی، قسمتی از روح صاف و بی آلایش شون
و یه عده هم آزادی و شرافت شون رو
ابلیس، می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد.
حالم رو به هم می زد. انگار ذهنم رو می خوند.
موذیانه خندید و گفت: من با کسی کاری ندارم. فقط یه گوشه بساطم رو پهن کردم.
می بینی که خود مردم دارن برای خرید اجناس فروشگاه من، هجوم میارن.
*****ادامه مطلب در قسمت مراسم ها*****

ادامه مطلب

ویژه برنامه لیالی قدر - شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان

  1399/2/27

۰۰:۰۰ الی ۰۰:۱۰) قرائت سوره مبارکه قدر همراه با ترجمه
۰۰:۱۲ الی ۰۰:۵۵) انجام اعمال مربوط به شب نوزدهم ماه مبارک رمضان
۰۱:۰۰ الی ۰۱:۲۰) سخنرانی توسط امام جماعت مسجد رسول الله (ص)، جناب آقای خرمی
۰۱:۲۰ الی ۰۲:۰۰) مراسم قرآن به سر و مداحی
۰۲:۰۰) پایان مراسم

ادامه مطلب

حلقه رندان

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد
  1399/2/27

* شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان هم از راه رسید.
* شبی که به تعبیر حضرات معصومین و اولیای الهی، افضل از دو شب نوزدهم و بیست و یکمه.
* در روايتى از امام صادق نقل شده كه فرمود: «تقدير مقدرات در شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاء در شب بيست و سوم است.»
* بنابراین، اگه به هر دلیلی نتونستیم از اون دو شب بهره ببریم باید امشب، همه توش و توان خودمون رو به کار بگیریم که امضای خوبی پای تقدیر یک سال مون، حک بشه.
* بعضیا ایراد می گیرن اگه خدا مقدرات رو نوشته، دعای ما چه تأثیری داره؟ این حرف، زمانی صحیحه که جبر مطلق باشه و ما هیچ اختیاری نداشته باشیم و خدا هم به ما نگفته باشه: ادعونی استجب لکم.
* دعا مستحکم ترین رشته ارتباطی بین ما و خداست. اگه خدای نخواسته این رشته، قطع بشه مشخص نیست چه بلایی سر ما میاد! البته همیشه هم این بلاها برای افراد، محسوس و ملموس نیست. بعضیا وسط عذاب و بلای الهی هستن ولی خودشون نمی فهمن.
******
* اما امشب از خدا چی بخوایم؟
* اگه امسال، آخرین سال زندگی ماست، عاقبت به خیر از دنیا بریم. اگر هم قراره زنده بمونیم، بنده خوبی باشیم.
* امام سجادعلیه السلام توی صحیفه سجادیه فرمودن: خدایا تا زمانی که عمر من در اطاعت تو صرف میشه، من رو از نعمت طول عمر بهره مند کن ولی اگه قراره عمرم چراگاه شیطان بشه، به اون پایان بده و روحم را قبض کن، پیش از اون که دشمنی تو متوجه من بشه یا خشمت بر من استوار بشه.
* عمر با عزت که میگن یعنی همین ... عمری که در راه طاعت الهی و کمک به خلق خدا صرف بشه.
* امشب از خدا بخوایم به ما عمر با عزت، توأم با سلامتی بده تا بتونیم به دینش خدمت کنیم.
* امشب از خدا بخوایم سایه لطفش رو از سر ما برنداره تا بتونیم بنده خوبی براش باشیم.
* امشب از خدا بخوایم شیرینی عبادت و مناجات نیمه شب رو به ما بچشونه تا شیرینی گناه از ذائقه مون پاک بشه.

ادامه مطلب

بر بال سخن


منبر یعنی روبه‌رو و نفس‌به‌نفس حرف زدن؛ این یک تأثیر مشخص و ممتازی دارد. این را باید نگه داشت.

خاک و باد

سخنران:آقای استاد خاتمی نژاد
  1399/2/28

* داشتیم درباره حربه های ابلیس برای منحرف کردن انسان ها از مسیر بندگی صحبت می کردیم.
به این ماجرای کوتاه، توجه کنید:
شیطان رو دیدم که جایی بساطش رو پهن کرده بود. فریب و ریا و غضب می فروخت!
مردم دورش جمع شده بودن و هیاهو می کردن و برای خرید اجناس فروشگاه ابلیس، سر و دست می شکستن! هُل می دادن و بیشتر می خواستن. توی بساطش همه جور گناهی پیدا می شد:
دروغ، غرور، غیبت، تهمت، بی عفتی، کلاهبرداری و ...
هرکس چیزی می خرید و در ازاش چیزی می داد.
بعضیا تکه ای از قلب شون رو می دادن
بعضیا ایمان چهل ساله شون رو
گروهی، قسمتی از روح صاف و بی آلایش شون
و یه عده هم آزادی و شرافت شون رو
ابلیس، می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد.
حالم رو به هم می زد. انگار ذهنم رو می خوند.
موذیانه خندید و گفت: من با کسی کاری ندارم. فقط یه گوشه بساطم رو پهن کردم.
می بینی که خود مردم دارن برای خرید اجناس فروشگاه من، هجوم میارن.
*****ادامه مطلب در قسمت مراسم ها*****


حلقه رندان

سخنران:آقای استاد خاتمی نژاد
  1399/2/27

* شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان هم از راه رسید.
* شبی که به تعبیر حضرات معصومین و اولیای الهی، افضل از دو شب نوزدهم و بیست و یکمه.
* در روايتى از امام صادق نقل شده كه فرمود: «تقدير مقدرات در شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاء در شب بيست و سوم است.»
* بنابراین، اگه به هر دلیلی نتونستیم از اون دو شب بهره ببریم باید امشب، همه توش و توان خودمون رو به کار بگیریم که امضای خوبی پای تقدیر یک سال مون، حک بشه.
* بعضیا ایراد می گیرن اگه خدا مقدرات رو نوشته، دعای ما چه تأثیری داره؟ این حرف، زمانی صحیحه که جبر مطلق باشه و ما هیچ اختیاری نداشته باشیم و خدا هم به ما نگفته باشه: ادعونی استجب لکم.
* دعا مستحکم ترین رشته ارتباطی بین ما و خداست. اگه خدای نخواسته این رشته، قطع بشه مشخص نیست چه بلایی سر ما میاد! البته همیشه هم این بلاها برای افراد، محسوس و ملموس نیست. بعضیا وسط عذاب و بلای الهی هستن ولی خودشون نمی فهمن.
******
* اما امشب از خدا چی بخوایم؟
* اگه امسال، آخرین سال زندگی ماست، عاقبت به خیر از دنیا بریم. اگر هم قراره زنده بمونیم، بنده خوبی باشیم.
* امام سجادعلیه السلام توی صحیفه سجادیه فرمودن: خدایا تا زمانی که عمر من در اطاعت تو صرف میشه، من رو از نعمت طول عمر بهره مند کن ولی اگه قراره عمرم چراگاه شیطان بشه، به اون پایان بده و روحم را قبض کن، پیش از اون که دشمنی تو متوجه من بشه یا خشمت بر من استوار بشه.
* عمر با عزت که میگن یعنی همین ... عمری که در راه طاعت الهی و کمک به خلق خدا صرف بشه.
* امشب از خدا بخوایم به ما عمر با عزت، توأم با سلامتی بده تا بتونیم به دینش خدمت کنیم.
* امشب از خدا بخوایم سایه لطفش رو از سر ما برنداره تا بتونیم بنده خوبی براش باشیم.
* امشب از خدا بخوایم شیرینی عبادت و مناجات نیمه شب رو به ما بچشونه تا شیرینی گناه از ذائقه مون پاک بشه.

دریافت فایل


شهداء(قهرمانان دینی و ملی)


معرفی شهدای استان مرکزی شامل زندگی نامه و وصیت نامه های ایشان به همراه عکس هایی از آن ها

شهید قربانعلی شرف خانلو

چون بدون زیارت و با آرزوی زیارت کربلا از این دنیا می روم، خواهش می کنم که إن شاءالله بعد از آزادی کربلا عکس مرا به عنوان زائر امام حسین gبزرگ آموزگار شهادت، به کربلا برده و در زیر پای امام g نصب نمایید و در زیرش جمله « با آرزوی زیارت تو شهید شدم یا حسین » را بنویسید.
قربانعلی شرف خانلو

ادامه مطلب

شهید حمید رضا انصاری

به عزیزانی که ظهور را درک می کنند و توفیق دیدار حضرت ولی عصرf نصیبشان می شود ملتسمانه عرض می کنم که سلام مرا به آن حضرت برسانند…
آرزو دارم آن حضرت روحی له الفداء وقتی از کنار قبرستان می گذرند، فاتحه ای نثار اهل قبور نمایند، شاید حقیر هم مشمول آن رحمت قرار گیرم.
مرگ دست خداست همه روزی می آیند و روزی می روند خوشا به حال آنانکه با شهادت در راه خدا به جوار رحمت حق می پیوندند.

ادامه مطلب

نکته ناب


* داشتیم درباره حربه های ابلیس برای منحرف کردن انسان ها از مسیر بندگی صحبت می کردیم.
به این ماجرای کوتاه، توجه کنید:
شیطان رو دیدم که جایی بساطش رو پهن کرده بود. فریب و ریا و غضب می فروخت!
مردم دورش جمع شده بودن و هیاهو می کردن و برای خرید اجناس فروشگاه ابلیس، سر و دست می شکستن! هُل می دادن و بیشتر می خواستن. توی بساطش همه جور گناهی پیدا می شد:
دروغ، غرور، غیبت، تهمت، بی عفتی، کلاهبرداری و ...
هرکس چیزی می خرید و در ازاش چیزی می داد.
بعضیا تکه ای از قلب شون رو می دادن
بعضیا ایمان چهل ساله شون رو
گروهی، قسمتی از روح صاف و بی آلایش شون
و یه عده هم آزادی و شرافت شون رو
ابلیس، می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد.
حالم رو به هم می زد. انگار ذهنم رو می خوند.
موذیانه خندید و گفت: من با کسی کاری ندارم. فقط یه گوشه بساطم رو پهن کردم.
می بینی که خود مردم دارن برای خرید اجناس فروشگاه من، هجوم میارن.
*****ادامه مطلب در قسمت مراسم ها*****

راه های ارتباطی با هیأت رهروان سیدالشهداء g


اراک، ابتدای خیابان دانشگاه، روبروی مصلای بیت المقدس، خیابان شهید مدرس، مسجد حضرت رسولa

  info@mahfelezekr.ir

  9541 630 0918

   کانال هیأت رهروان سیداالشهداءg در پیام رسان سروش



  منتظر پیام های شما هستیم.