دلنوشته های هیأت رهروان سیدالشهداءg


موضوع دلنوشته: محافل ماه محرم الحرام 1398-1441

لطفا دلنوشته های خود را از طریق فرم زیر ثبت نمایید.

آخرین دلنوشته ها در مورد: محافل ماه محرم الحرام 1398-1441
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام وادب واحترام خدمت یکایک دوستان وعزیزان عصر ظهوری
بنابه درخواست جناب استاد، در شب های پرفیض قدر، جهت دعا برای برگزاری مراسم دهه اول محرم امسال در مسجد رسول الله(ص)، این توفیق شامل حالمان شد که امسال برای اولین بار مراسم دهه محرم در مسجد در محیطی بسیار بزرگ تر از حسینیه خیابان ادبجو و با شرکت پرشور عزاداران حسینی در همه سنین ، با دکوری بسیار زیبا وچشم نواز که چشم هر بیننده و مخاطبی را خیره می کرد ، برگزار گردد.
الان که این دلنوشته را می نویسم، دلم برای آن شب ها و مراسم ها ودهه محرم بسیار بسیار تنگ شده است. لحظاتی که یک سال انتظار آن را می کشیدیم و به یک چشم برهم زدنی گذشت.
هر شب که در محیط مسجد حضور پیدا می کردم خودم را در بین الحرمین ورو به روی ضریح حضرت سید الشهدا علیه السلام می دیدم. حال عجیب وغریبی پیدا می کردم. این قدر این حال خوب بود که قابل وصف نیست.
در اینجا جا دارد از طراح وسازنده دکور مراسم وعزیزان دست اندر کار بی نهایت تشکر نمایم.
موضوع سخنرانی دهه محرم امسال که به چگونگی شکل گیری واقعه عاشورا اشاره داشت ، هم خیلی خوب بود واین نشان دهنده، دقت نظر ونکته سنجی جناب استاد خاتمی نژاد در انتخاب موضوع برای این شب ها بود.
یادم می آید که یک شب دو نفر از خانم ها به من گفتند که چقدر سخنران شما آدم پر وباسوادی است وچقدر خوب ومسلط صحبت می کند.
نوای حسین آرام جانم، نسیمی جان فزا می آید امشب ... واشعار زیبایی که جناب استاد می خواندند ،هر شب دل مارا کربلایی می کرد.
یکی از اتفاقات بی نظیر محرم امسال ، که قطعا از دعای خیر دیگران شامل حالمان شد، برگزاری اردوی مشهد مقدس در دهه دوم محرم بود.همراه با خادمی یکی از بچه های موسسه در جوار بارگاه ملکوتی آقا علی ابن موسی الرضا (ع).
که این خود یکی از بزرگ ترین آرزو هایم بود که محقق شده بود.
در این شب ها جای دوستانی که سال گذشته بودند وامسال در بین ما نبودند بسیار خالی بود.
توفیق خدمت گزاری در دستگاه امام حسین علیه السلام هم چیزی نیست که نتوان از آن به نیکی یاد کرد.
حس وحال ناب و بی نظیری که خدا را شکر دو شب قسمت من شد.
در پایان، از کلیه دست اندر کاران، جناب استاد وهمسر عزیزشان ، خادم الحسین هایی که در این شب ها همه توان خود را درهر چه بهتر برگزار شدن مراسم ها به کار گرفتند، تشکر وقدر دانی می کنم.
امیدوارم همگی توفیق شرکت در پیاده روی اربعین و سفر کربلا روزیمان شود.
خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی ما رستگار
عاقبتتان ختم به خیر و به شهادت
بِسم ِ الله...من نمی دانم کشتی نوح چند متر بوده و اصلا چند نفر را نجات داده. اما طبقه ی پایین مسجد رسول الله یک روز کشتی نوح شد و من را نجات داد. من را از لابه لای طوفان ها کشید بیرون. طوفان هایی که سر ِ راهم رسیده بود و من را از هدفی که داشتم دور می کرد. هدف از تحصیل، از زندگی. طوفان ها داشتند ذره ذره ی قلعه ای که در ذهنم ساخته بودم را می بردند. یک دژ محکم ساخته بودم دور ِ علمی که در حال کسب آن بودم و میخواستم از آن در راه امام زمانم حفاظت و استفاده کنم. میخواستم با آن قدم ِ کوچکی بردارم در ساخت ِ حکومتش. حالا کشتی نوح همان جا در مسجد ِ کودکی ام پهلو گرفته بود. مسجدی که بارها شادی هایم را در حوضش حل کرده بودم و غم هایم را روی پله هایش جا گذاشته بودم. من در تمام کاشی های این کشتی نفس کشیده بودم و بارها برای خوشی و ناخوشی ام به آن پناه آورده بودم. حالا این بار نوبت کشتی بود که مرا به درون ِ خودش بکشد. و چه جاذبه ای بالاتر از حسین(ع) می توانست دست ِ مرا بگیرد و مرا سوار ِ کشتی کند؟ چه عشقی پاک تر از حسین(ع) می توانست من را از روی لحظه های ناب کودکی ام عبور دهد و درست وسط ِ خاطرات خوشی که از مسجد رسول الله داشتم؛ درون کشتی رها کند؟ از شب ِ چهارم محرم بود که امن شدم. فکرم، هدفم امن شد. در کشتی ای که آغوشش را بازکرده بود برای آرامش من، امنیت ِ من... .بنرهایی که رویشان از قدم گذاشتن در مسیر ِ ظهور نوشته بود و دلم موقع خواندنشان لرزید؛ مطمئن ترم کرد که این همان کشتی ِ نجات ِ روز وروزگار من است. و چه خوش موقع سوارش شده بودم. در شب هایی که سفینه النجات؛ بالای عرشه ایستاده و به آدم هایی که در طوفان ها گیر افتاده اند می نگرد. و آن ها را سوار ِ کشتی اش می کند؛ برای وقت ِ ظهور...
از شما هم ممنونم. ممنون که کشتی نجات را تکثیر می کنید. یک دانه اش را هم نشانده اید در مسجد ِ کودکی ام...
بسم رب الشهداو صدیقین قیامت حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد
تا شب هشتم صدای بچه ها توی گوشم پیچیده بود
چه غوغایی بود،تمام شب ها با حسرت یک قطره اشک سپری شد
چند نفری بودیم که این حسرت را هر شب میچشیدیم
اما با یاد خانم زینب س و یاد رقیه خاتون س این حسرت زیبایی داشت.
اما بگویم از زیبایی دکور و پرده های آبی که بسیار آرامش بخش بودند ،اجرتان با امام حسین ع.
دو شبی که سخنرانی ‌و شعر خواهی استادو نیز زیارت عاشورا را شنیدم ،انگار تمام حسرت های چند شب گذشته یکباره فرو ریخت. استاد خاتمی نژاد اجرتان با مادر سادات س که بار تمام مجالس سید الشهدا ع بر دوش شما بود.ان شاءالله خدا به شما و خانواده‌تان سلامتی دهد .
در کل همه چیز عالی بود، در خواب هم نمیدیدم روزی در چنین مکان و با چنین شوری این مراسم را برگزار کنیم.
اجر همگی با سالار شهیدان
امیدوارم روزی همگی کربلای معلا شود.
با عرض سلام خدمت همسنگران گرامی خدا را شاکرم که توفیق شرکت در مراسم عزاداری سالار شهیدان امسال هم نصیبم شد امسال عزاداری حال وهوای خوبی داشت بخصوص که فضای مسجد هم رنگ و بوی خاصی به این شبها داده بود انشاالله که توفیق زیارت اقا امام حسین (ع)نصیب همه همسنگران گرامی بشود.
با عرض سلام خدمت همسنگران گرامی خدا را شاکرم که توفیق شرکت در مراسم عزاداری سالار شهیدان امسال هم نصیبم شد امسال عزاداری حال وهوای خوبی داشت بخصوص که فضای مسجد هم رنگ و بوی خاصی به این شبها داده بود انشاالله که توفیق زیارت اقا امام حسین (ع)نصیب همه همسنگران گرامی بشود.
با عرض سلام خدمت همسنگران گرامی در این دهه اول ماه محرم که همه توشه جمع میکنند سهم من جز غصه چیزی نبود دستانم خالی است وفقط حسرت می خورم کاش من هم بهره ای برده بودم و حرفی ندارم که قابل نوشتن باشه امر فرمودند دل نوشته من هم اطاعت امر کردم فقط میخوام در اینجا از بزرگوارانی که در مهد کودک زحمت کشیدند و حتی شاید یک خط روضه هم نتونسته باشن گوش کنن تا همسنگران بتونن بهره کافی از این دهه ببرند تشکر کنم انشاالله زیارت اربعین قسمت شما بشه برای ما هم دعا کنید.
به نام خدا
السلام علیک یا ابا عبدالله
مراسم امسال هم الحمد لله خیلی خوب برگزار شد از همه ی خدام که تلاش کردند مراسم به بهترین شکل برگزار بشه تشکر میکنم ،خداروشکر که یک محرم دیگه درکنار هم بودیم و توفیق عزاداری نصیبمان شد.
بسم رب الحسین علیه السلام
باعرض سلام خدمت مدیرموسسه عصرظهور وضمن تشکرفراوان ازایشان وخانواده محترمشان وهمچنین ازخادمین هیت رهروان سیدالشهدا.
خداوند را شکرگزاریم که بالطف خودش وعنایت ویژه اقا امام زمان عج محرم امسال رانیزدرکنار همسنگران بودیم.
مراسم دهه اول بسیار دلچسب ودلنشین بود برای من چون درمسجد باهمسنگران بودیم وبا دوستان جدیدی اشنا شدیم وحضور پررنگ همسنگران چشمگیر بود ودوستان باصمیمیت وگرمی درکنارهم وبدون ریا همکاری وخدمت میکردند.
از زحمات همه عزیزان بی نهایت کمال تشکر را دارم و اگر لایق باشم دعاگوی همه هستم.
بنده وخانواده ام ازوقتی با این مجموعه خوب اشنا شدیم جاهای دیگر مراسم دهه اول نرفتیم ودرکنار دوستان عصرظهوری وهمسنگران عزیز حضورپیداکردیم. ان شاءالله همه درپناه خدا وزیرسایه امام زمان توفیق خدمت وحضوریابی داشته باشیم
بسم الله الرحمن الرحیم
أَلسَّلامُ عَلى ساکِنِ کَرْبَلآءَ ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَکَتْهُ مَلائِکَةُ السَّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ ذُرِّیَّتُهُ الاَزْکِیآءُ:
خداوند در قرآن کریم می فرمایند "هرکسی را که بخواهیم هدایت می کنیم" و این آیه چه حال خوبی برای من ایجاد می کند و مطمئن ام که تمام کارهایی که در این دستگاه انجام می دهم بخاطر لطف خداوند است و به واسطه خان کرم گسترده معصومین اش. که اگر این لطف نبود هیچ کاری که رنگی از نور دارد، امکان انجامش نبود.
محرم امسال بواسطه حضور کامل در مراسمات آن هم بعنوان مستمع و هم بعنوان خادم لذت خاصی داشت.
بخصوص که کارها و جلسات هماهنگی قبل از محرم شروع شد و دقایقی قبل از شروع مراسم شب اول تقریباً به پایان رسید و یادآور دوران نوجوانی و جوانی بود، از آن لحظه به بعد مراسمات رسمی دهه اول محرم آغاز شد و تمام این لحظات سرشار بود از اشکهایی که برای غم حسین (ع) ریخته می شد و حال خوش بعد از مجلس روضه خوانی که چه زیبا فرمود سید شهیدان اهل قلم:" حیات قلب در گریه است و آن «قتیل العبرات» کشته شد تا ما بگرییم و خورشید عشق را به دیار مرده قلبهایمان دعوت کنیم و برفها آب شوند و فصل انجماد سپری شود."
شاید خاطره انگیزترین بخش شب های اول آوردن شام بود، برای دورهمی بعد از مراسم که بسیار جالب و بنظر من نو بود.
شاید بتوان گفت به نوعی حضور در دستگاه اباعبدالله علیه سلام بخشی از درد نبودن در روز واقعه را برای ما شیعیان جبران کند و ما را مشتاق کمک به جبهه حق زمان خودمان می کند همانگونه که گفته اند:
"خون حسین، مایه حیات بخشی است که در گذر زمان بر کالبد ملت‌ها دمیده می‌شود و آنها را به زندگی فرا می‌خواند و حسین(ع) زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید می‌شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‌کند(دکتر شریعتی)". انشاءلله در این راه بتوانیم با خلوص نیت خدمت گزار باشیم.
"باید رفت باید دنبال پرچمت تا ابد رفت
باید موند باید پای این روضه ها تا ابد موند"
بسم الله الرحمن الرحیم
باز ماه محرم و صفر از راه می رسید و من در دلم با توسل به چهارده معصوم علیهم السلام از خدای بزرگ و مهربان میخواستم که به من توفیق حضور در مجالس سخنرانی و عزاداری سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع)را بدهد و خدای مهربان و بخشنده دعایم را اجابت نمود و توانستم در این محافل حضور داشته باشم اما امسال قرار بود در کنار استاد دلسوز و مهربان جناب آقای دکتر خاتمی نژاد ،خانواده ی محترمشون و دوستانی گرم و با صفا این محافل را بگذرانم.واقعا نمیدانم چگونه و با چه زبانی باید خداوند را شاکر باشم که محرم و صفری دیگر زنده هستم و از صمیم قلب دوست دارم در مجلسی که در آن سخن از اهل بیت علیهم السلام است شرکت کنم اگر این عشق و علاقه و دوست داشتن در وجود من نبود چه باید میکردم؟زندگی کردن در آن صورت برایم بی ارزش میشد.وقتی با تمام وجود به این نکته میرسیم که خدای بزرگ،پیامبرانش،امامانش و همه ی اولیای برگزیده ی او از سر محبت،دلسوزی و مهربانی انجام کاری یا ترک کاری را از ما میخواهند انوقت بدون چون و چرا لحظه ای در انجام عملی یا ترک عملی تامل نمی کنیم.شرکت در مجلس امام حسین(ع) به من شعورو شور و نشاط و آرامش و اطمینان قلب میدهد،به زندگی ام هدف می بخشد و مگر انسان در زندگی اش چه چیزی جز ارامش میخواهد؟جز این است که تمام تلاشمان را میکنیم که آرامش بیشتری داشته باشیم؟من راه حلش را در محافل ذکر سیدالشهدا(ع)یافتم.آقایی که تمام چیزی را که خداوند به ایشان امانت داده بود از جسم ،روح بزرگ،خانواده،دارایی به صاحبش برگرداند تا معنای انسانیت ،چگونه زندگی کردن،برای چه زندگی کردن زنده بماند.چگونه میتوانم شیفته و دلبسته ی چنین آقایی نباشم؟و با تمام وجود همه ی کسانی که محب اهل بیت علیهم السلام هستند،برای برگزاری مراسمی باشکوه زحمت میکشند،وقت خود را به جای گذاشتن برای مسائل شخصی برای چیزی بسیار با ارزش تر می گذارند را دوست دارم و صمیمانه از ایشان تشکر می کنم و از خداوند میخواهم که کمکم کند من جزء انسان های تماشاچی و بی تفاوت نباشم.از خداوند مهربان ظهور امام زمان(عج)،سلامتی و عاقبت بخیری برای همه عزیزان را خواستارم.التماس دعا....
بسم الله الرحمن الرحیم
من خیلی وقت ها که به هیئت می آمدم نمی فهمیدم که دعوت شده ام . ولی با اتفاقی که یکی از شب های محرم برایم افتاد فهمیدم که باید بگزارند بیاییم هیئت . یکی از روزها کلاٌ ذهنم جای اشتباهی بود و فکرهای اشتباهی می کردم.
غروب که شد آن شب زودتر هم تعطیل شدم و پیش خودم گفتم امشب خیلی زود به هیئت میروم ولی در مسیر چند اتفاق برایم پیش آمد که اصلا عادی نبود و پشت سر هم به طوری که فقط به دعای آخر آن شب رسیدم و هیچ نفهمیدم ، فردای آن روز فهمیدم که کارها و فکر های روز قبل من باعث آن شده است .
بسمه رب المهدی
سلام و خسته نباشید به همه دوستان و عزیزانی که مخلصانه به خدمتگذاری در رکاب امام حسین علیه السلام پرداختند، متاسفانه یکی دو ساله که نمی تونم بیشتر از یکی دو شب مهمان این مهمانی های با صفا باشم اما در همین فرصت کم هم به عیان می بینم که چقدر همه چیز خوب و درست پیش میره و حقیقتا مراسم برایم لذت بخش است، حقیقت چون زیاد توفیق حضور در این مراسم را نداشتم نمی خواستم دلنوشته ای بنویسم اما چیزی که مدت هاست فکر منو به خودش مشغول کرده و فکر کردم شاید گفتنش خالی از لطف نباشه اینه که با وجود اینکه زیاد نمی تونم تو این مراسم ها باشم اما همون یکی دوشبی که میام خیلی اتفاقی روضه خانم حضرت رقیه خوانده میشه بدون اینکه قبلا برنامه ریزی کرده باشم، با شنیدن نام ایشون مو به تنم سیخ میشه و دوباره سوال همیشگی که چرا امشب به این مجلس دعوت شدم تمام ذهنمو درگیر میکنه، یه جورایی مطمئن میشم خود خانم حضرت رقیه من را دعوت به این مراسم کرده، نمیدونم شاید هم خودم این طور فکر می کنم ولی تازگی ها رابطه عاطفی و عاشقانه ای با خانم حضرت رقیه دارم که همیشه همراهم بوده و بسیار لذت بخش است، از ایشان میخواهم با همان دست های کوچکشان دعاگوی من و همه دوستان باشند تا به بیراهه نرویم،علی الخصوص خودم، که این روزهای خیلی محتاج دعاهای ایشان و همچنین شما دوستان عزیز هستم. التماس دعا.
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین ع
کربلا رفتن ،اربعین با پای پیاده کربلا رفتن ، یاور امام بودن ،هیئت رفتن و خدمت به زائران و دوستداران امام حسین ع و حتی سلام دادن به ایشان و رفتن به مجلس روضه ایشان توفیقی میخواد که من همیشه برای خودم و خانواده و نسل شیعه از خدا میخواهم
به انتظار روزی که در رکاب امام زمانمان عزاداری محرم به پا کنیم
به نام خداوند رحمتگر مهربان

محرم امسال چه حال و هوایی داشت ..... جان از بدن می رفت وقتی روضه رقیه و علی اصغر خوانده می شد... میدانی ،خیلی سخت است با دختر سه ساله و طفل شیر خوارت به مجلس عزای سید الشهدا بروی. انگار نوای مظلومانهی العطش بچه ها در جسم و جانت طنین انداز میشود ....
ستایش خدایی را که نور را از پس ظلمت آفرید و اولیاء خود را فانوس روشنی در جاده های تاریک زندگی‌ام قرار داد
شکر خدایی را که حب علی(ع) و فرزندان پاکش را در وجودم معبری قرار داد تا پرتگاه های مسیرم را بشناسم.
من شعیه علی‌ام و عشق حسین در سینه دارم.
من رهرو فاطمه هستم و دلداده ی حسنم.
خدایا تو رو از جان و دل دوست دارم که فرصتی دوباره به من داده ایی که در اوج قله‌ی جوانیم حسینی باشم و باز سیه پوش شدن در و دیوار کوی و برزن شهرم را در عزای حسین فاطمه ببینم و چه زیبا میشود آن دم که من نیز مانند تمام مردمان این دیار سیه به تن می کنم و می شویم ما ی رنگ ی صدا لبیک یا حسین (ع) همه دل در گرو ارباب می دهیم و زنجیر زنان گریه کنان، سینه زنان هم نوا می شویم. صدای قافله‌ی کربلا که می رسد دوست دارم بر بالای بلندی بروم و از عمق جان فریاد بزنم یا حسین(ع) که پا در رکاب توام و غیرت عباس تو را در حفظ حجاب ناموسم، سربند پیشانی‌ام کرده‌ام، من بیرق یا حسین(ع) را سر در منزلم آویخته‌ام که بگویم یازهرا (س) اگر دیروز در کربلا نبودم امروز تسلیت گوی یوسف گمگشته‌ی شمایم که جان و مال و زندگی ام به فدایش. حال و هوای محرم شهرم را دوست دارم.
صدای هیأت سینه زن و زنجیر را دوست دارم.
من محرم هر سال را دوست دارم.
من تمام بیرقهای شهر را دوست دارم...
به نام خدا
با سلام
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است.
امسال محرم سعادت بود در مجلس خالصانه و با صفای امام حسین (ع) در کنار شما همسنگران مهربان و با سخنرانی معرفت بخش استاد بزرگوار همراه باشم.
_ سخنرانی استاد از این جهت که به عوامل سقوط و انحراف جامعه و مقابله با امام اشاره داشت خاص و متفاوت بود.
- فرصتی بود با کتاب سقوط استاد هم بیشتر آشنا شویم.
-دکور زیبا ،جذابیت خاصی به مجلس بخشیده بود.
-اشعار و نوحه های استاد و عزیزان نوحه خوان پر معنی و زیبا و البته جانسوز بود.
-شبهایی که پذیرایی و شام هم بود عزاداری کامل و معنوی تر و روحانی تر بود.
- همه عزیزان خادم الحسین (ع) را خداوند اجر و پاداش بزرگ عنایت فرماید.
- در پایان ثوابی از این مجالس به روح رفتگان و گذشتگان برسد، شفای مریضان و قبولی زیارات و برآمدن حاجات و خشنودی قلب آقا امام زمان صلوات.
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

خداروشکر میکنم که توفیق درک محرم و محافل حسینی، اونم چنین محافل پرباری رو نصیبم کرد.اول از همه از موضوعات منتخب استاد برای سخنرانی و بعد از شعرهای پرمضمون و بجاشون و بعدهم از دکور باصفا لذت بردم،از استاد و تمام دوستانی که برای برپایی مراسم زحمت کشیدن قدرانی میکنم،ان شاءالله یاری کننده جبهه حق باشیم و در این راه بمونیم.
یاعلی
محرم امسال خیلی فرق میکرد با سالهای قبل خیلی خاص وویژه بود .از خیلی وقت پیش دلم برای محرم تنگ شده بود هر چی روضه ومداحی گوش میکردم نمیتونستم به حال خوبی که تو محرم به آدم دست میده برسم وقتی که شب اول رسید با وجود اینکه برام سخت بود هیعت بیام به امام حسین علیه السلام التماس کردم که بتونم این محافل رو شرکت کنم امام هم جواب منو داد وشکر خدا تونستم حدود 10 تا از مراسم ها رو شرکت کنم .امسال یه غم بزرگ برام از محرم به جاموند اینکه نتونستم خادم الحسین باشم فقط دوستانی رو که خادم بودند رومیدیدم وحسرت میخوردم وفهمیدم چه نعمت بزرگ و افتخار ویژه ای رو از دست دادم.

مراسم امسال به بهترین شکل ممکن وبا نظم خیلی زیادی البته با کمک دوستان برگذار شد واین باعث میشد در طی مراسم خسته نشی و به بهترین نحو ممکن از مراسم استفاده ببری .
یکی از زیبایی های مراسم امسال مامانایی بودن که بچه های کوچولو داشتن و برای اینکه بچه هاشون سر وصدا میکردن مجبور بودن بیرون توی حیاط یا فقط توی مهد بمونن با اینکه چیز زیادی از مراسم رو متوجه نمیشدن ولی با این حال بهترین حس وحال مال اونها بود .
اتفاق ویژه ای که تو مراسم امسال اتفاق افتاد این بود که چند شب بعد مراسم قرار بود هرکس غذای خودش رو همراه بیاره ودور هم توی مسجد با صمیمیت کنار هم شام میخوردیم وچه غذاهای پر برکتی بودن !!

ان شا الله خدا به همه اونهایی که این شب ها خدمت کردن خیر بده و روزیشون بشه اربعین پیاده روی برن .
اللهم عجل لولیک الفرج
باعرض سلام
خداراشکرمیکنم که توفیق شرکت در مراسم دهه اول محرم رابمن داد.هیچ سالی مراسم محرم را در موسسه به دلیل ایرادات خانواده نبودم ولی امسال به لطف خدا توانستم درکنار دوستانم عزاداری کنم خیلی خیلی خوب و خوشحالم که در موسسه بودم حس رضایتمندی خوبی دارم واز استاد وخانواده محترم تشکرمیکنم که چنین مراسم باشکوهی را برگزار میکنند
ان‌شاءالله خدا توفیق روزافزون دهد
به نام خدا
متاسفانه امسال نتونستم در مراسم هیئت شرکت کنم و خیلی ناراحت بودم که این توفیق از من گرفته شده پس ملتمسانه از اقا خواستم منو راه بده وعنایت اقا شامل حالم شد و شب تاسوعا و عاشورا به عنوان خادم به مسجد امدم حال عجیبیه ...