دلنوشته های هیأت رهروان سیدالشهداءg


موضوع دلنوشته: محافل ماه رمضان 1397

لطفا دلنوشته های خود را از طریق فرم زیر ثبت نمایید.

موضوعات
آخرین دلنوشته ها در مورد: محافل ماه رمضان 1397
با سلام خدمت همسنگرانم
همیشه از قدیم با خودم این مشکل را داشتم که شبهای قدر ماه مبارک کجا برم که بتونم اون حظ و بهره کافی را ببرم تا اینکه محافل هیآت رهروان سیدالشهدا شکل گرفت و از همان سال اول دغدغه من برطرف شد و هر سالی که اراک بودم فقط در این محافل شرکت کردم .
البته هر سال واز هر نظر کیفیت این مراسم از سال قبل بهتر بوده .
ان شاالله که بتوان با همت تمامی خادمان برگزاری این مراسمات ،روز به روز در ترویج و گسترش این گونه مراسمات امام زمان پسند کوشا با شیم.

عاقبت به شهادت
یا زهرا
بسم الله الرحمن الرحیم.
وقتی خوب فکر میکنم میبینم شبهای قدر امسال که کاملا به خواست خدا طلبیده شدم درمراسم های مؤسسه،اول باید شکر کنم که خدااینقدر مهربونه که گزینش نداره توی دعوت به مراسمای شب قدرش واین شبهای بی تکرار (تابه حال برای من)خاص خوبان نیست؟!دوم شکر میکنم به خاطر اینکه عزیزانم هم دراین شبها اونجا دعوت شده بودند.بهترین خاطره ام حضور باپدرم بود که باعث شدخیلی شب ۲۳ماه مبارک احیاء مؤسسه به دلم نشست .واما شباهت شبهای قدر با آخرین لحظات امتحان هایی که توی زندگی خداوند متعال ازآدم میگیره وامتحان معمولی که به شدت برات سرنوشت سازه ،اما التماس بی نهایت تو توی جلسه امتحان به حافظه هست والتماس بی نظیر تو توی شبهای قدر به حجت های خداست در زمین...!این کجا وآن کجا...!من یاد گرفتم هرجای زندگی کم بیاری وشکست بخوری باید خسته نشی وادامه بدی ما شبای قدر دلم می ریخت وقتی فکر میکردم حاصل التماس واستغفارم بی نتیجه باشه...!نه هرگز....!خدای خوبم من از همه دل ببرم وبدی ببینم ،آرومترینم،وقتی تو تنها پناه منی...!خدایا اگه من لیاقت بندگی نداشته باشم بندگی نکنم بنده خوب زیاد داری اما اگه تو منو حتی بخاطر نمک نشناسیای خودم رهاکنی دیگه هیچ پناهی ندارم وبه معنی واقعی کلمه تو شبای احیاء فهمیدم توی دنیا اوج هلاکت یعنی باذکر ویاد تو مأنوس نشدن...!
التماس دعا.
با سلام به همسنگران
برای امثال بنده که چشم دلمان کور، و گوش جانمان ناشنواست گفتن از ماه رمضان سخت است. سخت است که بدانیم چه به دست آورده ایم و چه از دست داده ایم. رسول خدا (ص) با آن جایگاه رفیع، در روزهای پایانی ماه رمضان جای خواب خود را جمع می کردند و سراپا عبادت می شدند. چه می دهند در این ماه که حتی برترین آفریده عالم هم بدان نیاز دارد و در قیامت چه حسرتی گریبان گیرمان می شود...
اما آنچه که واضح است امسال در کنار همسنگران عزیزم و در موسسه حال بهتری داشتم...
به گفته استاد، «کلاس تفسیر» پیشانی کار موسسه است اما قطعاً مناجات خوانی‌ها قلب موسسه عصر ظهور است. این قلب از چندی پیش شروع به تپیدن کرد و جانی تازه به ما بخشید. به امثال من که بویی از راز و نیاز سحر و نماز شب نبرده ایم. هر چند در ابتدا حاضرین کم بودن و جلسات به ندرت برگزار میشد اما کار خودش را می کرد. همچون نهری می آمد و جان سیاه را می شست. هرچند زمانی کوتاه، ولی صفایی داشت...
قلب موسسه در ماه رمضان و به برکت آن قوی تر و بیشتر زد و رمضانی به یاد ماندی برایمان رقم زد. چه سری در مناجات است که هرکه به جایی رسیده است دستی بر آتش آن داشته؟ در آیه 42 سوره انعام آمده است که «و به يقين، ما به سوى امّتهايى كه پيش از تو بودند [پيامبرانى‌] فرستاديم، و آنان را به تنگى معيشت و بيمارى دچار ساختيم، تا به زارى و خاكسارى درآيند.» خود زاری به درگاه خدا ذاتا پسندیده است تا جایی که هدف از سختی هایی است که به ما می رسد. جالب اینجاست که به گفته استاد بهرام پور طبق این آیه اگر انسان با اختیار خودش به درگاه خداوند تضرع کند دچار سختی در زندگی نخواهد شد، چون هدف محقق شده است.
دعا که می کنیم مستجاب می شود. یا چک آن الان نقد می شود، یا بعداً و یا چیزی بهتر و با مصلحت بیشتر به ما می دهند. هرچه برای مکان موسسه دعا کردیم نشد که نشد... صلاح نبود. ولی مناجات خوانی هایمان بیشتر و بهتر شد. آیا دعایمان مستجاب نشده است؟
شکر نعمت نعمتت افزون کند
کفر نعمت از کفت بیرون کند
سلام برتمام دست اندرکاران ره روان به ویژه
استاد خاتمی نژاد که جان برکف رهبروراهنمای
ماست نه تنها درماه بهار قران. که در تمامی
ماههای سال کاشک ما به خصوص جوانان. قدر
این روزگارو مجریان کلاسها به ویژه هیئت را
بدانیم واین فرصتها را ازدست ندهیم .که
این عزیزان که هموا ره با ولایتند بدنیم. .
بسم الله الرحمان الرحیم
گاهی انقدر در روزمره های زندگی روزانه غرق می شوی که گاهی "زندگی کردن" را فراموش می کنی.
اما عنایت خداوند است که درست تمام این روزمره هایت قاطی بشود با ماه خوب خدا.
"شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن"
ماهی که گوشَت را بپیچانند تا به خود بیایی و به خود بگویی ای دل غافل! یک سال گذشت...
هیچ کس نمی داند سال دیگر در شب های قدر در کدام هوا نفس می کشد.
در هوای اباعبدالله یا در هوای دنیا..
نمی دانی سال بعد هم توفیق داری که نغمه های مولای یا مولا را بشنوی یا نغمه های شیطان فرصت شنیدن را از تو گرفته است...
نمی دانی در کنار همسنگرانت در هیئت رهروان سید الشهدا علیه السلام هستی یا در کنار دوستان جدیدت در جاده شمال ...
اما گاهی برای این که از حسین علیه السلام و آرمان هایش جدا شوی نیاز نیست که در مسیر شمال باشی!
اگر سال دیگر شب قَدرت را با "درد برای جهان اسلام" به پایان نرساندی و تمام دغدغه ات این بود که زن همسایه که در کنارت نشسته، ۳ نماز قضای شبانه روز را به سرعت جت خوانده و تو تنها قضای یک نماز شبانه روز را خواندی، نباید شک کنی که آن مجلس، مجلس شب "قَدر" نیست و مجلس شب "غَدر" است.
غَدر به حال خوبت، به تقدیرت، به وقتت و از همه مهمتر به آرمان های اسلام که برایش طفل شش ماه شهید شد.
خانواده عصرظهوری در تمام این مناجات ها گریست که: پروردگارا!
می دانیم که در این دنیای رنگارنگ چیزی برای آوردن به محضرت نداریم اما فقط عنایتی به ما کن تا ثبِّت شود قدم هایمان در کنار تو و حسین و اصحابش، که همین در زیر پرچم حسین بودن برایمان کافیست.
گاهی انقدر غرق می شویم که یادمان می رود که شاید لحظه ای دیگر هم توفیق یاری جبهه حق را نداشته باشیم. شاید هرکس برای خود دلیلی بیاورد. کار، بچه، خانواده، پدر، مادر و .... اما رفقا خودمانیم، تمام این ها "سلب توفیق" است. سلب توفیقی که با اعمالمان برای خودمان رقم زده ایم.
گاهی بعضی چیزها را که از دست می دهی تازه می فهمی که در چه هوایی نفس می کشیدی و چه چیزی را از دست داده ای. که چه بد دردیست..
با تمام روسیاهی ام برای تک تک اعضای خانواده عصرظهوری دعا می کنم که ان شاءالله "هیچ وقت" و حتی ثانیه ای نعمت بی بدیل موسسه را از دست ندهند. که تازه خواهند فهمید که چه شد...
ماهیان ندیده غیر از آب،
پرس پرسان زهم كه آب كجاست؟!
اوایل فکر می کردم که این من بودم که جبهه حق را یاری می کردم اما بعد از اتفاقی فهمیدم که این جبهه حق بود که مرا یاری می کرد.
-یاری کرد تا در زیر پرچم حسین بمانم.
- یاری کرد تا دردمند شوم.
-یاری کرد تا در کنار خانواده ای عصرظهوری بمانم و با بهانه ای کوچک جا نزنم.
خانواده ای که در آن با هم غصه خورده ایم و خوشحال بوده ایم و هم با هم دعوا کرده ایم و هم بعد از هر مناجات همدیگر را در آغوش گرفته ایم.
اصلا زیبایی خانواده ما همین گریه ها و خنده ها و دعواهاست.
همسنگرانم تا زمانی که فرصت دارید با تمام توان بجنگید و یاری کنید خودتان را با جنگ نرم که فرصت ها زود می گذرند.
باید مضطر شویم و از مولایمان مهدی علیه السلام بخواهیم که هیچ وقت "سلب توفیق" نشویم که اگر برای یاری جبهه حق مضطر شدیم، آنوقت است که سلب توفیق تبدیل می شود به کسب توفیق.
هرکه دارد چشم های تر پناهش می دهند
بنده وقتی می شود مضطر پناهش می دهند
بنده سلطان که باشی پادشاهی می کنی
اسم هرکس می شود نوکر پناهش می دهند
بعضی ها زرنگ بودند و توفیق نوکریشان را برای سال بعد گرفتند.
توفیق یک سال جهاد با جان و مال و آبرو ...
مانند "علی اکبرِ شهیدِ جوانمان"، که انقدر برای خدا دلبری کرد که در آخرین روز ماه رمضان، پیکرش در کنار شهدای مدافع حریم اسلام، به خاک سپرده شد. نمی دانم که در شب های قدر با خدای خود چه زمزمه کرده بود اما می دانم که شب های قدرش را با "درد" گذرانده بود که توفیق یاری جبهه حق را تا آخر عمر از آن خود کرد.
خداوندا!
ما را به نعمت هایمان بینا و شکرگزار فرما که خود فرمودی:
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ
به نام خالق هستی
هر سال که ماه رمضان می رسد، مرا به یاد ماه رمضانی می اندازد که از مکه برمی گشتیم و شب نوزدهم ماه مبارک به قم رسیدیم و مراسم شب قدر را در کنار حضرت معصومه(س) بودیم.
آن شب از حضرت خواستم که هرسال یکی از شب های قدر ما را دعوت کند تا چنین شبی را در کنار این بانوی بزرگوار باشیم.
ولی امسال با تمام شب های قدری که پشت سر گذاشته بودم فرق داشت.برعکس سال های دیگر که حاجاتم را در میان اشک هایم از خدا می خواستم، امسال حتی یک قطره اشک هم نریختم.و تمام مدت همراه کودکان بودم.
در یکی ازین شب ها، وقتی مراسم تمام شد، مادر یکی از بچه ها آمد و گفت که ما برایت دعا کردیم.
دلم لرزید!
با این دعا یاد آرامشی افتادم که آن شب قدر در جوار حضرت معصومه(س) تجربه کرده بودم...
خداوند به حضرت موسی (ع) فرمودند:
با زبانی دعا کن که با آن گناه نکرده باشی تا دعایت مستجاب شود!
موسی عرض کرد:چگونه؟؟؟
خداوند فرمود:
به دیگران بگو برایت دعا کنند.چون با زبان آنها گناه نکرده ای...
از همسنگران خوبم که در میان دعایشان مرا هم یاد کردند ممنونم.
از خدا میخواهم عمری بدهد و لیاقتی، تا همیشه توان یاری جبهه ی حق را داشته باشم.
امیدوارم حاجت همه ی بچه های موسسه بخصوص استاد روا شود.
                                                                   ان شاءالله
بسم رب الحسین شبهای قدر شبهایی که من هیچ وقت درکشون نمیکردم شاید نمیدونستم چجوری درکشون کنم سالهایی که در مجالس دیگه ای شرکت میکردم خدا منو ببخشه همش به این فکر میکردم کی تموم میشه خوابم میاد ولی امسال دوست نداشتم روضه ها سخنرانی ها سینه زنی ها تموم بشه امسال شاید با سالای دیگه فرق میکرد حس بهتری داشتم با سالهای قبل فرق داشت نمیدونم چی ولی فرق داشت کاش حسم درست باشه کاش خدا مارو بخشیده باش کاش میشد دیگه اشتباهی نکنیم ولی حیف...
گاهی فکر میکنم خدا این همه حسنه رو توی روزهای رمضان و شبهای قدر قرار داده زمانهایی که تک تک ثانیه هاش عبادت تو نامه اعمال مینویسن چجوری ما این همه حسنه رو خرج میکنیم و تهش یا مساوی میشیم یا بدهکار؟! خدا بهمون رحم کنه دعا میکنم خدا هممونو به خاطر دوستایی که این شبا کنارشون بودیم به خوبیه اونا ببخشه این شب ها واقعا حال خوبی داشت مناجات های امیرمومنین(ع) که خداروشکر دعوت شده هابیشتر بودن و ان شاءالله حق مجالس ادا شده باشه ان شاءالله سیدالشهدا(ع) دستگیر هممون باشن.
همسنگران عزیزم سلام
عید واقعی زمانی است ه درآن گناه نشود. عیدرا ما ایجاد می کنیم.
حال که به لطف شرکت درمراسم هفتگی، مناجات ها و لیالی قدر رهروان سیدالشهدا علیه السلام در ماه مبارک رمضان توفیق ترک برخی گناهان دست داده است امید وارم که این حالت معنوی در من بماند. حالتی که ماندگاریش در گرو دعای همسنگران عزیزم در مؤسسه عصر ظهور است.
بهترین عید فطر من عید امسال بود چرا که مراسم بی نظیر شب های قدر در مراسم مؤسسه که البته توفیق خادم بودن را نداشتم فرصت بی تکرار توبه را در اختیارم گزارد.
...
عاقبت به شهادت
به توکل نام اعظمت...
چند سالی بود که منتظر ماه رمضان امسال بودم... شب قدر بود و نیمه ی خرداد و انتظار فرج ...
محقق شدن ظهور ولی مان، التماس میخواهد...شبیه همان دعاهای خالصانه ای که این روزها برای گل نزدن تیم مقابل داریم ... اما امان از گل به خودی های نفس...
التماس دعای فرج
بسم الله الرحمن الرحيم
خداروشکر امسال توفيق روزه گرفتن در ماه رمضان و شرکت در شب هاي قدر و مناجات اميرالمؤمنين عليه السلام رو داشتم.
امسال شب هاي آخر ماه رمضان برعکس سال هاي قبل ناراحت بودم و کمي نگران که آيا بخشيده شدم؟ سرنوشت خوبي در شب هاي قدر برايم نوشته شد؟
- امسال ياد گرفتم که خدارو بابت اين نعمت شکر کنم. بابت نفس کشيدن تو اين ماه، روزه گرفتن، شرکت در شب هاي قدر. شايد تا سال قبل فقط به چشم يک تکليف به روزه گرفتن تو اين ماه نگاه مي کردم. اما امسال...
- امسال ياد گرفتم براي نجات جامعه اسلامي از دست جريان تزوير دعا کنم.
- امسال ياد گرفتم که خيلي چيزها را در شب بيداري و سحر به انسان مي دهند.
- امسال ياد گرفتم که طعم فقر را چشيدن يعني داشتن يک سفره افطاري ساده.
و...
خوشحالم که مجموعه اي داريم که شور و شعور را در کنارهم داره و پدري داريم که دست فرزنداشو مي گيره و آروم آروم راه رفتن يادشون ميده. خدارو بابت داشتن اين پدر و اين مؤسسه شکر مي کنيم. ان شاءالله که سال آينده رمضان بهتري داشته باشيم.
در شب های لیالی قدر شرکت کردم، بسیار خوب و دلنشین بود.از همسنگران هم تشکر و قدردانی میکنم.
اللهم رب شهر رمضان
خیمه ارباب نه با مداح و سخنران کشوری بر پا می شود نه با سفره های رنگین افطار و نذری.... بلکه این ذکر بک یا الله و مولای یا مولای آمیخته با اشک است که ستون خیمه سرخ و سبز می شود....
بسم الله الرحمن الرحیم
بـاز هـوای سحرم آرزوست خلوت و مـژگان تـرم آرزوست
شکوه ی غربت نبرم این زمـان دست تو و روی تو ام آرزوست . . .
سلام و صد سلام. یادش بخیر... چه زود گذشت... مثل یک رعد، سریع و پرثمر...
آخ که چقدر دلم تنگه! هنوز چند روزی نگذشته ولی حسرتش رو دارم، دلم براش پر میزنه، ماه خدا، مهمونی خدا، رحمت و نعمت خدا و...
نمیدونم چی بگم و ازکجا بگم، نمیدونم چطور میشه حرف دل رو به زبون آورد! واقعا که برای شخص من سخته! ومطمئنا آنطور که باید وشاید حق مطلب ادا نمی شود.
یه چیزهایی توزندگی اونقدر حسی و عاطفی و معنویه، اونقدر بزرگه که فقط میتونه روحت اونو درک کنه ونه جسمت!! اصلا در قالب کلمات نمی گنجه که بیان بشه و فقط باید باتمام وجود لمس بشه!
جونم براتون همین رو بگه که تو ماه مبارک امسال که سرگل همه عباداتش، به فضل خدا، شرکت وحضور من و خانواده ام در مراسم هیات رهروان سید الشهدا علیه السلام بود اونقدر برامون دلچسب بود که حاضر نبودیم حسینیه رو ترک کنیم و دوست داشتیم این فضای خوش معنوی رو که با تمام وجودمون استشماش کردیم رو هیچوقت از خودمون جدا نکنیم!!
یادش بخیر، چه شبهای پر نوری روتو این حسینیه سپری کردم، وای که چقدر دوستشون داشتم، چه حال و هوای قشنگ و عجیبی چقدر دلچسب و دلپذیر...
اینجا هر چند، حسینیمون کوچکه ولی انسانهای بزرگی واردش میشن، انسانهایی که خدا برسرت منت گذاشته که هفته ای چند بار پیششون باشی تا توهم در اثر همنشینی با اونها بزرگ بشی، انسانهای خداگونه ای که در این دنیای پر زرق و برق و پر ازفتنه و آشوب و شبهه، سادگی و اخلاص و سیره شهدا را کسب، تجربه و عملی می کنند.
بله هرچند حسینیمون از لحاظ فضا کوچکه ولی کارهای بزرگ و اثر گذارجهانی داخلش انجام میشه برای همسنگرات، همشهری هات، هموطن هات و...
شاید تو کل شهر بی نام ونشون باشه ولی به فرمایش جناب استاد همین سعادت و خوشبختی و بزرگی درگمنامی است!!
یادش بخیر همشون تو ماه مبارک1397برایم خاطره شد:
*حضور پررنگ و کم نظیر خواهران و برادران در مراسم امسال، اونقدر که مجبور شدیم برای بهتر برگزارشدن مراسم شبهای قدر خیلی از اسباب و اثاثیه رو به خارج از موسسه منتقل کنیم.
**یادش بخیر: صحنه زیبای دورهمی کودکان و نوباوگان در روی فرشی در وسط کوچهء حسینیه که توسط مربی عزیز و خواهران داوطلب دلسوز، چند ساعتی رو باشعر ونقاشی و... سرگرم و نگهداری می کردند تا پدر ومادرهایشان با آرامش خاطر در مراسم شرکت کنند.
*** یادش بخیر: دعوت خالصانه و زیبا از شهدا جهت شرکت و حضور در مراسممان توسط جناب استاد که شک ندارم بخاطر حضورشان، بخصوص شهدای مدافع حرم که عکس هایشان در کنار دیوار حسینیه زینت بخش محفلمان است، معنویت مراسم امسال را در شبهای قدر چندین برابر کرد!
****یادش بخیر: اشعار زیبا، که خدا میدونه چقدر دوستشون داشتم که توسط جناب استاد قرائت می شد، اونقدر اثرگذار و زیبا بودند که احتیاج به هیچ روضه و خلوتی نداشتیم و با مفاهیم زیبایی که در این اشعار بود اشکهایت بر گونه هایت جاری می شد!!
***** یادش بخیر: سفره های ساده افطار که خواهران خادم الحسین از هم سبقت می گرفتند که امور مربوط به پذیرایی رو انجام بدهند و ...چه انس و الفتی بین دوستان ایجاد می کرد.
**** یادش بخیر: از همه مهمتر، قشنگتر وجذابترمراسم شبهای قدر و مراسم پرفیض مناجات خوانی شبهای جمعه بود، که با مداحی وصدای دلنشین پدر عزیزمان خاطره ای فراموش نشدنی در کل عمرمان به یادگار گذاشت.
خوب یادمه که دوسال پیش، که مراسم مناجات خوانی در دل شبهای جمعه و نزدیک سحر برگزار می شد چه غربتی داشت! فقط 4 الی5 نفر حضور داشتند، ولی اینقدر این مراسم نظر کرده بود که مطمئن بودم که به لطف وعنایت خدا و ائمه اطهار روزی می رسد که دیگر جایی برای نشستن در حسینیه نخواهد بود! همینم شد، به لطف وفضل الهی مراسم شب قدر ومناجات خوانی شبهای جمعه امسال که به فضل الهی، قسمتمون شد که درکنار همسنگران عصر ظهوریم باشد هردفعه و هرشب کمیت وکیفیت از شب قبل بهتر و پررنگ تر بود.
*** یادش بخیر: انجام مصافحه و در آغوش کشیدن دوستان بعد از برگزاری مراسم مناجات خوانی امیرالمومنین علیه السلام که به پیشنهاد جناب استاد پایه ریزی شد چقدر محبت و دلها رو بهم نزدیکتر می کرد؛ سینه های هم رو می فشردیم و دعای خیر در حق هم می کردیم(چقدر کم نظیر و پرمغز)
*** یادش بخیر: ذکر مصیبت و قرآن به سر گرفتن جناب استاد خاتمی نژاد در شب 23 ماه مبارک، برایم تداعی کننده مراسم قرآن به سر ایرانی ها در خیمه گاه در کربلا بودکه دو سال پیش، از همین عنایات در مراسم مناجات خوانی روزیم شد. همین را بگویم که وقتی دستان همه خواهران رو به آسمان دراز بود و زمزمه "الهی العفو" در حسینیه طنین انداز بود، صحنه های شب قدر اون سال رو جلوی چشمم می آورد با ذکر آقای من ... مولای من ... اللهم جعل محیای محیای من ... که خیلی خیلی این نوای رو دوست دارم.
*** یادش بخیر: مشاوره های خانوادگی و انفرادی دلسوزانه جناب استاد و پدر بزرگوار موسسه، با اعضای موسسه در شبهای قدر که تا نزدیکی سحر و اذان ادامه داشت و از ویژگی های مراسم امسال بود....
*** یادش بخیر: اولین صبحانه دورهمی بعد از ماه مبارک بعد از اقامه نماز پرفیض عید فطر در مصلی، همین که نزدیک حسینیه می شدی عطرخوش بوی نان تازه سنگک که زینت بخش و برکت سفره های پهن شده صبحانه توسط خادمین بود، فضا رو عطرآگین کرده بود.جای همه دوستان خالی، چقدر خوشمزه بود به فرمایش جناب استاد اونقدر می خوردیم که تمام بشه (سیرشدنی در کار نبود)!!!
یادش بخیر همه لحظات ناب استجاب و دعا و باهم بودن و....
درپایان بی نهایت خداوند را بخاطر همه الطاف و نعمت هایش شاکرم و امیدوارم که امسال آخرین ماه مبارک رمضان عمرمان نباشد"آمین"
ازهمه عزیزان و دست اندرکاران و در صدر همه، از استاد عزیز و پدرگرانقدرمان کمال تشکر و سپاس رو دارم.خداوند به ایشان و همه همسنگران سلامتی و طول عمرباکرامت عنایت فرماید. "آمین یارب العالمین"
بنام خدایی که همیشه هوامونو داره و حواسش بهمون هست..
با عرض سلام خدمت استاد محترم و همسنگران گرامی
خدا رو بینهایت شکر میکنم بابت آشنا کردن من با موسسه که بنظرم بهترین اتفاق زندگیم همین بوده، آشنایی با موسسه، آگاهی و بیداری بیشتر، هدایت شدن بسوی راه مستقیم و ان شاالله نتیجه ش عاقبت بخیری در دو دنیامون باشه.
امسال اولین سالی بود که توفیق شرکت در مناجات خوانی رو داشتم که بازم از لطف خدا و همکاری دوستان عزیزم خواهران کارونی بود که به سراغم میومدن و تنهام نذاشتن، البته از اثربخشی اصرارهای زیاد استاد نباید چشم پوشی کرد که وقتی میخوان برای برنامه ای دعوتمون کنن واقعا دلمونو آب میکنن طوریکه اگر شرایط اومدن هم نداشته باشیم واقعا واقعا دلمون اونجاست. البته حق هم دارن چون من توعمرم اینطوری مناجات نخونده بودم و واقعا حال خوبی بود که یادآوریشم شیرینه.
متاسفانه شبهای قدر بدلیل اینکه اراک نبودم توفیق حضور در مراسمای شب قدر موسسه رو نداشتم ولی واقعا افسوس خوردم و البته سخنرانی استاد پیرامون فضیلت های شب قدر که دوستان زحمتکشمون داخل کانال میزاشتن رو گوش میدادم ولی بازم حیف که حضور نداشتم.
شاید اینجوری که من با موسسه انس گرفتم هم کار درستی نباشه ولی واقعا روزایی که برنامه داریم با پای دل میام و همیشه هم نگران از دست دادنش هستم.
از خدای عزیزم توفیق روزافزون تک تکتون رو خواستارم و امیدوارم قدر لحظه های باهم بودنمون رو بدونیم و خدای نکرده از دستش ندیم.
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
《به نام خدا》مناجات خوانی ها و مراسم های شب قدر امسال بی نظیر بود و من هرگز حال خوبی که شب ۲۳ام داشتم را فراموش نمیکنم فقط این حس خوب را در سفر نوروزی کنار شهدا و معراج شهدا داشتم ای کاش که دوباره تکرار شود نمیدانم شاید شب های قدر هم شهدا سری به محفل ما زده بودند .طاعات همه ی عزیزان قبول و ان شاءالله خداوند این ماه رمضان را آخرین ماه رمضان عمر ما قرار نداده باشد...
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه خواهران و برادران ایمانی .
ماه مهمانی خدا هم تمام شد و یک سال از عمر ما کم ای کاش توانسته باشم اندکی توشه از این شب های پر فضیلت و معنوی برداشته باشم.شب های مناجات خوانی بسیار دلنشین بود و سرشار از حس و حال خوب ان شاءالله به قدر کافی از نعمت ها و برکات این ماه و این محافل استفاده کرده باشیم و خداوند توفیق دهد باز هم زیر خیمه ی سیدالشهدا جمع شویم.
به نام خداوند بخشنده مهربان
با سلام و عرض ادب و احترام
خداوند تبارک و تعالی را شاکرم که نعمت بزرگ موسسه را روزی و قسمت من فرمود.
ماه رمضان امسال برای بنده متفاوت بود،احساس میکردم با معرفت بیشتری قرآن خواندیم و با معرفت بیشتری قرآن و ائمه اطهار علیهم السلام را شفیع قرار دادیم و با معرفت بیشتری مناجات خواندیم.
ذکر اباعبدالله الحسین علیه السلام،مناجات خوانی با نوای دلنشین استاد ، یاد شهداء که می توانم به جرات بگم کمتر جایی تجربه کرده بودم، ان شاء الله شکرگذار خوبی برای این نعمت ها باشیم.
از همه ی عزیزانی که زحمت فراهم آوردن این محافل نورانی و بخصوص از خواهران وبرادرانی که مراقبت ازنوباوگان را در این شب بر عهده گرفتند تشکر می نمایم .
خدایا ؛ بهترین چیزهایی را که برای مقربان درگاهت مقدر فرمودی برای همه همسنگران عزیز مقرر بفرما.
یاحق
بِسْم الله الرحمن الرحيم
ماه مبارك هم گذشت و باز يك سال بايد لحظه لحظه عمرمان را بشماريم تا سال ديگر آيد، روزهايي كه نمي دانيم هستيم يا... .
حال حسينيه رهروان سيدالشهدا عليه السلام در ماه رمضان، در شب هاي جمعه اش، در ليالي قدرش را فراموش نمي كنم. مناجات خواني هايي كه با نواي مولاي يا مولاي برپا بود و با ذكر حسين، حسين شور مي گرفت تا شعور يابيم.
شب قدرهايي كه ديگر نيازي به مداح نبود و همه در همان حال و هواي مناجات خواني خود روضه خوان بودند و بي صدا اشك مي ريختند.
اشك مي ريختيم در فراق مولاي غريب خود، براي حال اين روزهايي كه بايد در عصر غيبت مولا زمينه ساز ظهور باشيم و تا كنون چه كرده ايم؟! مي باريديم كه مبادا تماشاچي باشيم.
ان شاءالله تقدير يك عمرمان نوكري در راه أهل بيت رقم خورده باشد و امضايش هم همان ذكر حسين يا حسين ها باشد.
دوستان عزیزم سلام به نظر من حال ماه مبارک و به خصوص شبهای قدر و شبهای مناجات خوانی را نمیشه توصیف کرد ماه میهمانی تموم شد ولی یادآوری لحظه های بیاد موندنی شبهای قدر و شبهای مناجات خوانی دوباره حال مرا دگرگون می کند وچه حال خوبی بود وچه مراسم ومحافل خوبی خدا میدونه که چقدر به دلم نشست و الان که به یاد میارم چشمانم تر میشودو دلتنگ میشوم برای آن روزها و شبها و از خداوند بزرگ میخواهم که این حال خوب ما حفظ بشه وباز هم بتونیم این روزها را درک کنیم خدایا ممنون از اینکه این مراسم ها را داریم
با سلام
رمضان یک تحول،تحول از خویش به او، از منیت به آدمیت، از بی قیدی به مسئولیت،مسئولیت انسان شدن،خدایی شدن،آسمانی شدن ومن فکر میکنم که رمضان امسال با مراسم های شبهای قدر و مناجات خوانی به این تحول خیلی نزدیک شدم و خداوند را شکر می کنم واز او می خواهم تا توفیق دهد که این مناجات خوانی و شبهای قدر را دو باره درک کنم و در آخر از همه هم سنگران عزیز قدر دانی می کنم