خاک و باد

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* داشتیم درباره حربه های ابلیس برای منحرف کردن انسان ها از مسیر بندگی صحبت می کردیم.
به این ماجرای کوتاه، توجه کنید:
شیطان رو دیدم که جایی بساطش رو پهن کرده بود. فریب و ریا و غضب می فروخت!
مردم دورش جمع شده بودن و هیاهو می کردن و برای خرید اجناس فروشگاه ابلیس، سر و دست می شکستن! هُل می دادن و بیشتر می خواستن. توی بساطش همه جور گناهی پیدا می شد:
دروغ، غرور، غیبت، تهمت، بی عفتی، کلاهبرداری و ...
هرکس چیزی می خرید و در ازاش چیزی می داد.
بعضیا تکه ای از قلب شون رو می دادن
بعضیا ایمان چهل ساله شون رو
گروهی، قسمتی از روح صاف و بی آلایش شون
و یه عده هم آزادی و شرافت شون رو
ابلیس، می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد.
حالم رو به هم می زد. انگار ذهنم رو می خوند.
موذیانه خندید و گفت: من با کسی کاری ندارم. فقط یه گوشه بساطم رو پهن کردم.
می بینی که خود مردم دارن برای خرید اجناس فروشگاه من، هجوم میارن.
*****ادامه مطلب در قسمت مراسم ها*****

ادامه مطلب

 1399/2/28

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت بیست و سوم

حلقه رندان

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان هم از راه رسید.
* شبی که به تعبیر حضرات معصومین و اولیای الهی، افضل از دو شب نوزدهم و بیست و یکمه.
* در روايتى از امام صادق نقل شده كه فرمود: «تقدير مقدرات در شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاء در شب بيست و سوم است.»
* بنابراین، اگه به هر دلیلی نتونستیم از اون دو شب بهره ببریم باید امشب، همه توش و توان خودمون رو به کار بگیریم که امضای خوبی پای تقدیر یک سال مون، حک بشه.
* بعضیا ایراد می گیرن اگه خدا مقدرات رو نوشته، دعای ما چه تأثیری داره؟ این حرف، زمانی صحیحه که جبر مطلق باشه و ما هیچ اختیاری نداشته باشیم و خدا هم به ما نگفته باشه: ادعونی استجب لکم.
* دعا مستحکم ترین رشته ارتباطی بین ما و خداست. اگه خدای نخواسته این رشته، قطع بشه مشخص نیست چه بلایی سر ما میاد! البته همیشه هم این بلاها برای افراد، محسوس و ملموس نیست. بعضیا وسط عذاب و بلای الهی هستن ولی خودشون نمی فهمن.
******
* اما امشب از خدا چی بخوایم؟
* اگه امسال، آخرین سال زندگی ماست، عاقبت به خیر از دنیا بریم. اگر هم قراره زنده بمونیم، بنده خوبی باشیم.
* امام سجادعلیه السلام توی صحیفه سجادیه فرمودن: خدایا تا زمانی که عمر من در اطاعت تو صرف میشه، من رو از نعمت طول عمر بهره مند کن ولی اگه قراره عمرم چراگاه شیطان بشه، به اون پایان بده و روحم را قبض کن، پیش از اون که دشمنی تو متوجه من بشه یا خشمت بر من استوار بشه.
* عمر با عزت که میگن یعنی همین ... عمری که در راه طاعت الهی و کمک به خلق خدا صرف بشه.
* امشب از خدا بخوایم به ما عمر با عزت، توأم با سلامتی بده تا بتونیم به دینش خدمت کنیم.
* امشب از خدا بخوایم سایه لطفش رو از سر ما برنداره تا بتونیم بنده خوبی براش باشیم.
* امشب از خدا بخوایم شیرینی عبادت و مناجات نیمه شب رو به ما بچشونه تا شیرینی گناه از ذائقه مون پاک بشه.

ادامه مطلب

 1399/2/27

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت بیست و دوم

مرهم زخم

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* امروز روز شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام و سومین جمعه ماه مبارک رمضان بود.
* زودتر از اون چه تصور می کردیم وارد دهه آخر ماه مبارک شدیم و آروم آروم داره فرصت های ناب بندگی توی این ماه عزیز، از دست مون میره.
* فردا شب هم آخرین شب قدره ... خدا کنه بتونیم به خوبی از آخرین شب قدرمون استفاده کنیم. ان شاءالله
*******
* داشتیم درباره حربه های ابلیس برای گمراه کردن انسان ها از مسیر حقیقی بندگی صحبت می کردیم.
* در کتاب «انتظار بشر از دین» نوشته آیت الله جوادی آملی اومده:
امام علی علیه السلام در معرفی گروهی فرمودن: شیطان، ابتدا از راه مکروهات و بعد هم از راه معاصی صغیره و در نهایت هم از راه گناهان کبیره در دل انسان نفوذ می کنه و وقتی نفوذ کرد، در حریم دل آشیانه می سازه و لانه می کنه و به تدریج تخم گذاری می کنه. این تخم ها تبدیل به جوجه می شن و خود ابلیس، این جوجه ها رو پرورش میده. در نهایت هم فضای دل، جای طیور شیطنت می شه و چنین انسانی، مجری دستورهای شیطان می شه. به طوری که شیطان با چشم اینا نگاه می کنه؛ با زبان اینا سخن می گه؛ و انسان مجبور میشه که زبانش رو در اختیار ابلیس قرار بده. چون زمام فرمان و اراده در دست دیگری یعنی همون ابلیسه.

توی این کلام نورانی امیرالمؤمنین، چند مرحله برای سقوط انسان، ترسیم شده:
1) تشویق به انجام مکروهات
2) ورود به حریم دل از راه گناهان صغیره
3) تثبیت جایگاه در قلب انسان از طریق وادار کردن به انجام گناهان کبیره
4) تکثیر وجود ابلیس در قلب انسان از راه تکرار روزمره گناهان ریز و درشت
5) اعضا و جوارح انسان، نمود عینی ابلیس میشه و دیگه نوکر و امربر ابلیس میشه.

* نتیجه ای که از این روش ابلیس برای گمراه کردن آدما می گیریم اینه که سقوط آدما یه شبه اتفاق نمیفته. همه اولش، آدمای خوب و حرف گوش کنی در برابر فرامین الهی هستن. اما ابلیس، آروم آروم همه چیز رو ازشون می گیره و به جایی می رسن که روزای خوب دینداری شون رو مسخره یا انکار می کنن.
* ان شاءالله خدا به همه ما کمک کنه به برکت این شبای بافضیلت، بنده های خوب و حرف گوش کنی برای خدا باشیم.

ادامه مطلب

 1399/2/26

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت بیست و یکم

سینه بی کینه

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* عرض تسلیت و تعزیت ویژه به مناسبت شهادت امیرالمؤمنین محضر شما عزیزان
* امشب، دومین شب قدر ماست.
* شب نوزدهم عرض کردیم که خدا در یک شب، فرصت جبران بیشتر از 83 سال به ما داده و خیلی حیفه که قدر این لطف الهی رو ندونیم!
* امشب، شب شهادت امیرالمؤمنین علی علیه السلامه و بهترین زمانه برای این که ما ایشون رو واسطه قرار بدیم بین خودمون و خدا.
در شب نزول قرآن، قرآن بخونیم:
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جَاهِدُواْ فىِ سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون. (مائده/35)
یعنی ای اهل ایمان، لازمه برای رستگاری، سه تا کار انجام بدید:
1) تقوا پیشه کنید.
2) به خدا توسل و تقرب بجویید.
3) در راه خدا تلاش کنید.
* دو تا پیام کوتاه از این آیه رو با هم مرور می کنیم:
1) اول این که توسل و تقرب به خدا اونم به کمک حضرات معصومین و اولیای الهی، کفایت نمی کنه. بلکه باید در راه خدا، تلاش هم بکنیم. یعنی امشب که شب قدر ماست، امیرالمؤمنین رو واسطه قرار بدیم تا خدا به ما کمک کنه کمتر گناه کنیم. البته این فقط یکی از مصادیق تلاش در راه خداست.
2) نکته دوم این که فکر نکنیم فقط به واسطه محبت حضرات معصومین، رستگار می شیم. باید این محبت، توأم با عمل صالح باشه و ما رو به مرزهای حقیقی بندگی، نزدیک کنه. بنابراین امشب از خدا بخوایم به ما کمک کنه به حق شهید این شب قدر، «محبت و اطاعت الهی» همزمان روزی ما بشه.
*******
امشب، توی «قرآن به سر» از خدا بخوایم:
1) بیمارا رو شفا بده.
2) سایه این ویروس ناخونده رو از سر دنیا برداره.
3) آقامون رو زودتر به فریادمون برسونه و ظهور نزدیک بشه.
4) عاقبت بخیری و رستگاری، حسن ختام پرونده مون توی این دنیا باشه.

ادامه مطلب

 1399/2/25

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت بیستم

پاسخ‌های شنیدنی ابلیس به رسول خدا صلوات الله علیه و آله

سخنران: آقای حجت الاسلام و المسلمین خرمی

حضرت رسول صلوات الله علیه و آله فرمودند: شیطان! رفقای تو در این دنیا چه کسانی هستند؟ شیطان گفت: کسانی که پشت سر مردم غیبت می کنند و پایبند به نماز نیستند. حضرت رسول صلوات الله علیه و آله فرمودند: همنشینان تو چه کسانی هستند؟ شیطان گفت: شرابخواران و همچنین تمام زنا کاران در آغوش من هستند.
پیامبر صلوات الله علیه و آله پرسیدند: وکیلان تو چه کسانی هستند؟ شیطان گفت: وکیلان من کم فروشان، و خزانه داران من کسانی هستند که خمس و زکات خود را پرداخت نمی کنند.

پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله در ادامه پرسیدند: شیطان! سرور و شادی تو در چیست؟ شیطان پاسخ داد در این است که مردم قسم دروغ می خورند. حضرت فرمود چشم تو را چه چیزی کور می کند؟ شیطان گفت کمکی که به مستمند در تنهایی می شود. پیامبر صلوات الله علیه و آله فرمود گوش تو را چه چیزی کر می کند؟ شیطان گفت وقتی امت تو دستانشان را به سوی پروردگار بلند کرده و یا الله و یا رب می گویند.
پیامبر (ص) از شیطان پرسیدند: مسجد تو کجاست؟ شیطان گفت بازارهایی که پر از غش و تقلب در اموال باشد.

ادامه مطلب

 1399/2/25

محفل: ویژه برنامه لیالی قدر - شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان

فضائل امیرالمومنین علیه السلام در کلام ابلیس

سخنران: آقای حجت الاسلام و المسلمین خرمی

* پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم از شیطان پرسیدند: نظرت درباره علی بن ابیطالب علیه السلام، وصی من چیست؟ شیطان پاسخ داد یا رسول الله امکان دستیابی به علی علیه السلام وجود ندارد. این آدم از نظر ما دست نیافتنی است؛ چون به پروردگار عالمیان متصل است و ما نمی‌توانیم به او برسیم و من راضی هستم که او کاری با من نداشته باشد چرا که من طاقت یک لحظه دیدار او را ندارم چون نور الهی علی آنقدر قوی است که ما را دفع می‌کند.

ادامه مطلب

 1399/2/23

محفل: ویژه برنامه لیالی قدر - شب نوزدهم ماه مبارک رمضان

حربه های ابلیس

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* خدا رو شاکریم که به ما توفیق داد اولین شب قدر رو درک کنیم.
* ان شاءالله که خدا سرنوشت خوبی توی یک سال آینده در مسیر بندگی برای ما نوشته باشه.
*********
* داشتیم درباره توجیهات بی اساسی صحبت می کردیم که دنیا و آخرت خیلی ها رو به باد میده.
* یکی از حربه های ابلیس هم دقیقا همینه که این توجیهات سست و بی پایه رو کادوپیچ به ما تحویل بده تا سرمون گرم بشه و یادمون بره برای چی به دنیا اومدیم و قرارمون با خدا چی بوده.
به این جمله ها دقت کنید:
1) هنوز جوونی، پس تا می تونی خوش بگذرون!
2) وقتی عصبانی میشی، آروم نمون و فریاد بزن. «صبر» کار آدمای ترسو و بزدله.
3) چون عمرت طولانیه، فرصت داری هر چیزی رو تجربه کنی. پس تا می تونی لذت ببر!
4) همه دارن این کارا رو انجام میدن، پس افراطی فکر نکن، امل نباش و با هیجان، زندگی کن!
* وقتی هم شخص، حسابی توی جاده باطل تازوند، دیگه اصلا روش نمیشه به آغوش خدا برگرده. چون همین ابلیس بهش میگه:
1) وای تو خیلی گناهکاری!
2) روت میشه با این پرونده سیاه بری در خونه خدا؟!
3) مطمئن باش خدا دیگه تو رو نمی بخشه ... پس با خیال راحت، به گناهات ادامه بده!
*********
* متأسفانه بیشتر آدما عمرشون رو توی دنیا با همین وسوسه های پوچ و بی اساس، تلف می کنن و بدتر این که به نصیحت های انسان های مهربون و دلسوز هم بی اعتنایی می کنن و به خاطر کم نیاوردن در جمع افرادی که برده ابلیس شدن، مبانی دین رو مسخره یا انکار می کنن.
اما خوبه به این نکته توجه داشته باشن که رستاخیز و حسابرسی خدا عین حقیقته و همه ما باید یه روزی در پیشگاه خدا حاضر بشیم و جوابگوی اعمال مون باشیم.
به قول عزیزی به این جماعت، باید گفت:
جهنم، آن جایی است که جدی گرفتن حرف های خدا را حالی مان می کنند.
********
ان شاءالله خدا به ما کمک کنه حربه های ابلیس رو بفهمیم و تا دیر نشده به آغوش خدا برگردیم.

ادامه مطلب

 1399/2/24

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت نوزدهم

سجاده خونین

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

خیلی زودتر از حد تصور، شب های قدر از راه رسیدن!
ان شاءالله که طی این 18 روز خوب بندگی کرده باشیم و امشب، دست پر از این ضیافت بی نظیر بیرون بیایم.
چند تا توصیه کوتاه درباره شب نوزدهم:
1- بهتره قبل از حضور در مراسم، غسل انجام بشه که بزرگان گفتن «طهارت ظاهر» مقدمه ای برای رسیدن به «طهارت باطنه».
2- اگه بناست مراسم شب قدر رو در مساجد، حسینیه ها و یا در جوار مزار شهدا، حضور پیدا کنیم حتما نکات بهداشتی رو رعایت کنیم که خدای نخواسته به بهانه انجام یک عمل مستحب، باعث آزار و اذیت دیگران نشیم.
3- از پارک کردن وسایل نقلیه در محل های ممنوع و مقابل درِ منازل دیگران خودداری کنیم.
4- حتما ادعیه مخصوص شب نوزدهم رو بخونیم. این دعاها توی مفاتیح الجنان مرحوم محدث قمی اومده و چه خوب میشه اگه همه ما با توجه و البته خوندن ترجمه این ادعیه، با خدا صحبت کنیم.
5- ارزش شب قدر، بیشتر از 83 ساله: خیر من الف شهر ... پس قدر لحظه لحظه این شب عزیز رو بدونیم و از پرداختن به کارهای بیهوده ای که نتیجه ای جز حسرت و خسران در قیامت، برای ما نداره، بپرهیزیم.
6- خیلی ویژه برای عزیزانی دعا کنیم که به واسطه نگهداری از اطفال شیرخوار، بچه های کم سن و سال و یا پرستاری از بیمارا مجبورن توی خونه بمونن.
ان شاءالله اگه عمری باقی بود، توی شب های آینده، درباره استفاده بهینه از لیالی قدر، بیشتر با هم صحبت خواهیم کرد.
این خبر را برسانید به عشاق نجف بوی سجاده خونین کسی می آید ...

ادامه مطلب

 1399/2/23

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت هجدهم

خواهی نشوی رسوا

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد


* دیشب وعده دادیم درباره توجیهات بی اساسی صحبت کنیم که خیلی از افراد در طول تاریخ، خودشون رو با همین توجیهات، اقناع کردن و در نهایت هم با «حسرت و خسران» از دنیا رفتن.
* یکی از مفسرین نقل می کردن: وقتی هوا سردتر میشه، ما لباس ضخیم تر می پوشیم تا سرما کمتر بهمون نفوذ کنه و اذیت بشیم. بنابراین اگه احساس کردیم جامعه داره به سمت بی تقوایی و گناهای رنگارنگ و کنار زدن یاد خدا پیش میره، دو تا راه داریم:
1. همرنگ جماعت بشیم و ما هم توی همون بیراهه ای بیفتیم که دیگران رفتن و عمرشون رو توی اون مسیر، تلف کردن: ان الإنسان لفی خسر.
حتما شنیدید که شعار این گروه اینه: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو
2. راه دوم هم اینه که لباس ضخیم تر بپوشیم و خودمون رو در برابر تاریکی های جامعه اطراف مون، واکسینه کنیم.
لباس ضخیم تر هم چیزی جز «تقوا» و «عمل صالح» نیست. گروه دوم، این راه رو انتخاب می کنن
چون یقین دارن اونایی که به نافرمانی، تشویق شون کنن سر بزنگاه، پشت شون رو خالی می کنن.
چون یقین دارن مبدأ و معادی هست و باید روزی پاسخگوی تک تک اعمال شون باشن.
و ده ها دلیل ریز و درشت دیگه
شعار این گروه اینه:
خواهی نشوا رسوا، همرنگ حقیقت شو و یا خواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت شو
********
فقط خدا می دونه چند درصد آدما به واسطه همین توجیهات بی اساس، دنیا و آخرت خودشون رو تباه کردن.
به این الفاظ و عبارات توجه کنید:
* چون همه دارن این مسیر رو میرن
* چون همه این کار رو انجام می دن
* چون همه این شکلی زندگی می کنن
* چون همه این گناه رو مرتکب می شن
غافل از این که منطق قرآن برای انسان از ازل تا ابد، خلاف این رو ثابت می کنه:
قَليلاً ما تَشْكُرُون‏. (مؤمنون/78) قَليلاً ما تَذَكَّرُونَ. (نمل/62)
قَليلٌ‏ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُور. (سبأ/13) قَليلاً ما تُؤْمِنُون‏. (حاقه/41)
********
ان شاءالله به برکت این ایام و لیالی نورانی
خدا ما رو جزءگروه دوم قرار بده که بی اعتنا به اقلیت یا اکثریت، فقط در جست و جوی حقیقت باشیم.

ادامه مطلب

 1399/2/22

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت هفدهم

ریشه در آب

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* یه جوون از خانوادش خواست یه معلم دینی براش حاضر کنن تا به دو تا سؤالی که داشت، جواب بده.
سؤال اول) آیا در حال حاضر، خدایی وجود داره؟ اگه وجود داره، شکل و قیافش رو به من نشون بده.
سؤال دوم) اگه شیطان از آتش آفریده شده، اگه به آتش جهنم سوزانده بشه، تأثیری روی شیطان نداره!
معلم در پاسخ به این سه تا پرسش، بی درنگ کشیده محکمی به صورت جوون زد! جوون هم که هاج و واج شده بود، پرسید چرا منو زدی و چی باعث شد از دست من عصبانی بشید؟
اما معلم جواب داد من از دست شما عصبانی نشدم و این کشیده، پاسخ هر سه تا سؤال شما بود.
معلم ادامه داد: بعد از این که شما رو زدم، چه چیزی حس کردی؟ جوون گفت: حس درد شدید روی صورتم. معلم پرسید: آیا اعتقاد داری که «درد» وجود داره؟ جوون گفت: بله. معلم گفت: درد رو به من نشون بده. جوون گفت نمی تونم. معلم بلافاصه گفت: این جواب سؤال اول درباره وجود خدا.
همه ما به وجود خدا اعتقاد داریم ولی نمی تونیم ببینیمش.
بلکه او رو از روی آثار و نعمت هاش می شناسیم و تعظیمش می کنیم.
...
ادامه مطلب را در قسمت مراسم ها دنبال کنید.

ادامه مطلب

 1399/2/21

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت شانزدهم

دردانه طاها

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* از علامه محمد تقی جعفری(ره) نقل شده که تعدادی از اندیشمندان و دین پژوهان برتر دنیا توی دانمارک جمع شده بودن تا درباره موضوع «ارزش واقعی انسان» صحبت کنن. هر کدوم مطلبی گفتن تا نوبت به من رسید. بالا رفتم و گفتم:
اگه می خوايد بدونيد ارزش انسان چقدره
ببينيد به چه چيزی علاقه داره و به چه چيزی عشق می ورزه.
* کسی که عشقش آپارتمان دو طبقه است، در واقع ارزشش به مقدار همون آپارتمانه. کسی که عشقش ماشینه، ارزشش به همون میزانه. اما کسی که عشقش خدای متعاله، ارزشش به اندازه خداست. علامه فرمودن: من این مطلب رو گفتم و پایین اومدم. وقتی حضار، صحبت های من رو شنیدن، برای چند دقیقه روی پاشون ایستادن و کف زدن. وقتی تشویق شون تموم شد، من دوباره بلند شدم و گفتم:
عزيزان، اين کلام امام علی بود!
توی نهج البلاغه می خونیم: «قیمه کل امریء ما یُحسِنُه» یعنی ارزش هر انسانی به چیزیه که دوستش داره.
* وقتی این کلام رو گفتم دوباره به نشانه احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین از جا بلند شدن و چند بار نام اون حضرت رو به زبان، جاری کردن.
*******
* امیدواریم خدای متعال به برکت این ایام و لیالی بافضیلت، توفیقی به ما بده که بفهمیم برای چی به دنیا اومدیم، چه طور زندگی کنیم و چگونه این دنیا رو ترک کنیم.
به کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود ...؟
قدری روی این موضوع، تأمل و تفکر بیشتری داشته باشیم.
ان شاءالله که ارزش ما به برکت تعالیم آسمانی قرآن و اهلبیت روز به روز، بیشتر بشه.

ادامه مطلب

 1399/2/20

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت پانزدهم

یک نگاه کوچک

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* از یکی از بزرگان نقل شده که ما مثل بچه ای هستیم که پدرش دستش رو گرفته تا با هم به جایی برن. در طول مسیر، از بازاری عبور می کنن. بچه، شیفته ویترین مغازه ها میشه و دست پدرش رو رها می کنه و توی بازار گم میشه! وقتی هم متوجه میشه که دیگر پدر رو نمی بینه، فکر می کنه پدرش، گم شده، در حالی که واقعا خودش گم شده.
* داستان ما و امام زمان مون هم این شکلیه.
* قرار بود دستای ما تو دست امام زمان باشه تا ایشون، ما رو صحیح و سالم به مقصد برسونن.
مقصد کجاست؟ عاقبت بخیری و رستگاری!
* اما متأسفانه بیشتر ماها حواس مون به دنیای حرام و زرق و برق گول زنندش، پرت شد و وقتی به خودمون اومدیم که دیگه کار از کار گذشته بود!
* در واقع، این ماییم که توی کلاس درس بندگی، غایبیم و پای کار امام زمان مون نیستیم. آقا که توی همه این 12 قرن، حاضر و ناظر بودن.
********
یادمون باشه آدما توی مواجهه با این وضعیت، دو گروه میشن:
1) یه عده چون چرب و شیرین دنیا زیر زبون شون مزه کرده و حاضر نیستن از خوشی های زودگذر دنیا چشم بپوشن، همه چیز و از جمله امام زمان رو انکار می کنن!
2) یه عده هم سریع متوجه وخامت اوضاع میشن و آستین همت رو برای بندگی خدا بالا میزنن و تلاش می کنن پای کار دین خدا و امام زمان شون باشن.
چقدر شیوه زندگی این دو گروه متفاوته! ان شاءالله به برکت ماه مبارک رمضان، جزء گروه دوم باشیم.

ادامه مطلب

 1399/2/19

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت چهاردهم

فتح الفتوح

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* بزرگی می گفت به جای این که «عابد» باشی، «عبد» باش!
ابلیس هم - بنا به نقل مشهور - نزدیک به 6000 سال عبادت کرد. «عابد» شد، اما «عبد» نشد!
تا عبد نشوی، عبادتت سودی به حالت ندارد.
* یکی از وجوه مهم عبد بودن هم اینه که
ببینیم «خدا» چی می خواد نه دل مون!
********
* حتما می دونید که یکی از فلسفه های آفرینش ما عبادته:
و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. (ذاریات/56)
* بعضی از مفسرین گفتن اینجا منظور، صرف عبادت نیست. بلکه رسیدن به مقام عبودیته.
* اگه این نظریه رو بپذیریم، یعنی هدف نهایی آفرینش ما انسان ها رسیدن به مقام عبودیت و بندگی خداست. همون «انسان کامل».
* کسی که دنبال رسیدن به این مقام بزرگه، نگاهش فقط به خداست. نگاهش به اینه که رضایت خدا کجاست تا همون مسیر رو با قدرت پیش بره. خشم و سخط الهی کجاست که تا می تونه از اون مسیر فاصله بگیره.
* شنیدین میگن تقوی انجام واجبات و پرهیز از محرماته، یعنی همین! یعنی هرجا خدا خواسته که ما پای کار باشیم و هرجا هم منع مون کرده – که البته به نفع خود ماست – دیده نشیم.
* تفاوت آدمای خوب و برگزیده با بقیه در همینه که همیشه توی مسیر خواست و رضایت الهی حرکت می کنن. اگه توی این مسیر قرار گرفتیم ان شاءالله به هدف اصلی آفرینش نزدیک شدیم. اما اگه سرمون گرم دنیای حرام شد و فقط دنبال تأمین لذات پست و زودگذر بودیم اون وقته که به قول قرآن:
اولئک کالأنعام؛ بل هم اضل. (اعراف/179)
ان شاءالله که به برکت این ایام و لیالی با فضیلت، به معنای واقعی کلمه، «عبد» بشیم

ادامه مطلب

 1399/2/18

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت سیزدهم

سفر بی بازگشت

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* یکی از راه های آشتی با خدا اینه که یادمون باشه یه روز از دنیا خواهیم رفت و باید پاسخگوی اعمال ریز و درشت مون باشیم.
* باور به دنیای پس از مرگ، از جمله مهم ترین راهکارهای تربیت انسان و تزکیه نفسه.
* البته باور به دنیای پس از مرگ، به معنی تعطیلی کارها و نشستن به انتظار مرگ نیست! بلکه به این معنیه که وقتی به «حسابرسی» خدا توی قیامت، باور پیدا کنیم، گفتار و کردار و رفتارمون رو مدیریت می کنیم و به مرزهای حقیقی «بندگی» نزدیک می شیم.
********
بزرگی وارد یه مسجد شد. نمازگزارای مسجد که ایشون رو شناختن، با ذوق و شوق خواستن که نصحیت شون کنه. اون استاد اخلاق هم بعد از اقامه نماز از نمازگزارا پرسید:
اونایی که مطمئنن تا شب، زنده هستن دست شون رو بگیرن بالا.
کسی دستش رو بالا نگرفت. دوباره پرسید حالا
اونایی که خودشون رو برای سفر آخرت، آماده کردن، دست شون رو بگیرن بالا.
بازم کسی دستش رو بالا نگرفت. آقا فرمودن: چه ملت عجیب و غریبی هستید شما! نه به موندن تون توی این دنیا مطئنید و نه برای رفتن به سفر آخرت، آماده شدید!
********
امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه فرمودن: اکنون می بینم که نفسم با من خدعه می کند و روزگار با من مکر می ورزد در حالی که عقاب مرگ بر سرم بال و پر گشوده است. پس چرا نگریم؟! می گریم بر جان دادنم. می گریم بر تاریکی قبرم. می گریم بر تنگی جای ابدی خویش. می گریم برای سؤال منکر و نکیر از من. می گریم بر آن حالتی که برهنه و خوار و ذلیل، از قبر بیرون آمده و بار سنگین اعمالم را بر پشت گرفته ام ...
تا نرسیده مرگ تو، توبه کن از خطای خویش چون که اجل فرا رسد، توبه اثر نمی کند
وقت سفر برای ما توشه راه لازم است بار سفر چه بسته ای؟ مرگ خبر نمی کند

ادامه مطلب

 1399/2/17

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت دوازدهم

حق شناس باشیم!

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* توی کتاب «الهی نامه» علامه حسن زاده آملی می خونیم:
الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام. از انس و جن شرمنده ام.
حتی از روی شیطان شرمنده ام.
که همه در کار خود استوارند و این سست عهد، ناپایدار!
********
* یکی از مراتب بندگی و عمل به تکالیف الهی، شکرگذاریه.
* از بزرگان یاد گرفتیم که بهترین راه شکرگذاری اینه که از نعمت های خدا در راه اطاعت و بندگی «الله» استفاه کنیم.
* مبادا با نعمت های ریز و درشتی که خدا به ما داده، معصیتش رو انجام بدیم.
توی دعای ابوحمزه می خونیم:
یَا غَفّارُ بِنورَکَ اهتَدَینا و بِفَضلِکَ استَغنَینا و بِنِعمَتِکَ اَصبَحنا و اَمسَینا
* ما لحظه به لحظه متنعم به نعمت های قشنگ خداییم.
* نعمت هایی که اگه بخوایم اونا رو بنویسیم هیچ وقت موفق به شمارش شون نمی شیم. هیچ وقت!
دوام دولت، اندر حق شناسی است زوال نعمت اندر ناسپاسی است
اگر فضل خدا بر خود بدانی بمانـد بـر تـو نعمت، جـاودانی
* چه خوبه حالا که فهمیدیم خدا برای برآورده شدن نیازای ما همه جور نعمت در اختیارمون قرار داده اونا رو در راه درست، استفاده کنیم.
* راه درست هم همون بندگی خداست که داریم تلاش می کنیم توی این مسیر نورانی قرار بگیریم.
* خدا رو شاکریم که ما روزه دار ماه مبارک رمضان قرار داد و به این راه نورانی، هدایت مون کرد.

ادامه مطلب

 1399/2/16

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت یازدهم

کریم بنده نواز

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* این آیه، خیلی از مشکلات ما رو توی مسیر بندگی حل می کنه:
عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم (بقره/216)
به قول یکی از مفسرین معاصر، ماشین شما به نرده می خوره و متوقف میشه.
شما خیلی ناراحت و عصبانی می شید. اما وقتی پایین میاید متوجه می شید اگه این نرده نبود، ته یه دره سقوط کرده بودید.
ماشین تون آسیب دید، اما جون تون حفظ شد!
* بعضی وقتا خدا ما رو به گرفتاری ها و بیماری های کوچک تر مبتلا می کنه تا از سختی های بزرگ تر حفظ مون کنه.
* ما نمی دونیم توی این هستی چه خبره و فقط مدام نق می زنیم!
********
* بعضی وقتا هم این گرفتاری ها برای ادب کردن ماست. یعنی ما رو توی مسیر باطل، متوقف می کنه تا به مسیر بندگی برگردیم و متوجه اشتباه مون بشیم.
* خوش به سعادت اونایی که خدا این شکلی، بیدارشون می کنه. چون بعضیا هم هستن که حسابی تو گناه و سرکشی می تازونن، اما مطلقا نه تلنگری بهشون زده میشه و نه به سختی ها مبتلا میشن و نه عذاب میشن. علتش هم اینه که اون قدر خرابکاری کردن که دیگه هیچ امیدی برای اصلاح شون نیست. چاره شون مثل خیلی از اقوامی که قرآن ازشون نام می بره، فقط عذاب های ویرانگریه که باعث میشه وقتی خیلی سرمست از گناه و خوشگذرونی هستن، دست شون از دنیا کوتاه بشه.
* خوش به حال اون بنده هایی که خدا زود ادب شون می کنه تا به آغوش پُرمِهرش برگردن.
* از خدا بخوایم با ما هم این شکلی برخورد کنه که مبادا توی دنیا و آخرت، سرافکنده و زیان دیده باشیم.
********
دنیا به خدا مزرعه آخرت است زین مزرعه هر کسى ثمر می گیرد
گر سختى آخرت به باور برسد دنیاطلبى را ز بشر می گیرد
روزى که به فاطمه(س) همه محتاجند حتما همه را مد نظر می گیرد

ادامه مطلب

 1399/2/15

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت دهم

فقط بگیم چشم!

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* دیشب یاد گرفتیم که همیشه امیدوار باشیم و در پیشامدهای خوب و بد، خدا توی مرکز نگاهامون باشه.
* امشب میخوام راجع به یه بُعد جالب «بندگی» براتون صحبت کنم که شاید کمتر بهش پرداخته شده.
*******
* ساعت 10 صبح، پزشک متخصص به همراه یکی از پرسنل بیمارستان وارد بخش میشه.
دستور میده به یه بیمار چلوکباب بدن و به تخت کناری، فقط سوپ!
به یه بیمار دیگه، شیر و به بعدی هم کته بی نمک. به آخری هم اصلا غذا ندن.
بیمارای داخل اتاق، همه یه جور به آقای دکتر نگاه می کنن و اصلا اعتراضی نمی کنن. حتی اونی که بناست بی غذا بمونه هم چیزی نمی گه، چون می دونه بعدازظهر عمل جراحی داره. چون یقین داره، آقای دکتر خیرش رو می خواد و این شکل تغذیه رو فقط برای سلامتیش تجویز کرده. اگه اون بیمار به بی غذایی خودش اعتراض کنه، همه می فهمن عاقل نیست!
*******
* ما هم اگه مدام به خدا اعتراض کنیم و بگیم خدایا چرا به فلانی، خونه 2000 متری و ماشین میلیاردی و ... دادی و من بی نصیب موندم، مشخص میشه به معنای واقع کلمه، مسلمون و البته عاقل نیستیم.
* خیلی وقتا ما فلسفه و حکمت کار خدا رو نمی فهمیم و بی جهت، اعتراض می کنیم.
* درستش اینه که تلاش کنیم تا توی همین دنیا هم زندگی خوب و مرفهی توأم با بندگی داشته باشیم. اما اگه یه جاهایی به مقصد نرسیدیم، یا اون طور که ما برنامه ریزی کردیم، نشد باید بفهمیم خدا نخواسته و شک نکنیم که کار خدا از روی علم و حکمت و مصلحته. حتی اگه ما علتش رو نفهمیم!
* ان شاءالله که به برکت روزا و شبای خوب ماه مبارک رمضان، بنده حرف گوش کن و مطیعی برای خدا باشیم. یعنی سپاسگزار نعمت هاش باشیم و اگه احساس کردیم جایی محروم مون کرده بگیم «چشم» و اعتراض نکنیم!

ادامه مطلب

 1399/2/14

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت نهم

آغوش گرم خدا

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* وارد هفته دوم ماه مبارک رمضان شدیم. ان شاءالله توی هفته ای که گذشت، خوب تمرین بندگی کرده باشیم و سه هفته ای که در پیش رو داریم، زنده باشیم و توفیق روزه داری داشته باشیم.
********
* یکی از بزرگان نقل می کرد که جوونی بهم گفت من خیلی ناامیدم. در جوابش گفت: پسرم قرآن بخون که خیلی مفیده. قرآن رو براش باز کردم. این آیه اومد: ما تو را از نطفه آفریدیم. (انسان/2)
بهش گفتم این دوای درد توست. خدا داره بهت میگه:
من روی یه نطفه، همچین نقش زیبایی رو درست کردم.
پس خودت رو به دست من بده و امیدوار باش.
یادت باشه تو هر قدر هم که گرفتار شده باشی، من هر کاری می تونم انجام بدم که از مخمصه های بزرگ، نجاتت بدم.
* اگه واقعا به خدا ایمان داشته باشیم و توی پیشامدها این قدر، چون و چرا نکنیم و خلاصه خدا رو «محاکمه» نکنیم! آرامش به زندگی مون برمی گرده.
* حیف که بعضیا وقتی توی مخمصه گیر میفتن، به جای این که به آغوش خدا پناه ببرن، اول خدا رو کنار می زنن و میخوان با اسباب مادی، مشکل رو حل کنن. وقتی هم به نتیجه نمی رسن، دست به کارای عجیب و غریب می زنن و دیگران رو توی زحمت میندازن.
* بنابراین، درستش اینه که چه توی سختی ها و چه توی خوشی ها، خدا توی مرکز نگاه مون به پیشامدها باشه. اون وقته که توی مسیر درست بندگی قرار گرفتیم.
* مثل هر روز این ماه مبارک، دعا می کنیم این نگاه قشنگ، روزی مون بشه تا هیچ وقت از خدا «ناامید» نشیم.
میهمان را تو بخوانی و در آغوش نگیری؟ دل بی‌تاب، به دنبال جواب است، خدایا
از توام، آمده‌ام تا که در آغوش تو باشم قدر من، درکِ همین لحظه‌ی ناب است، خدایا
اصلا آن آتش سوزانِ جهنم، به جهنم زندگی بی‌تو، خودش عین عذاب است، خدایا

ادامه مطلب

 1399/2/13

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت هشتم

اشک های بی صدا

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

چه روزها که یک به یک غروب شد، نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نیامدی
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب، نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظارم جمعه ام دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد، نیامدی
********
* از مأموریت که برگشت، خوشحال بود. پرسید: راستی فرمانده! گمراه کردن اینا چه فایده ای داره؟
ابلیس جواب داد:
امام اینا که بیاد عمر ما هم تمام می شه. غافل شون می کنیم تا امام شون دیرتر بیاد!
دوباره با کنجاوی پرسید: پرونده های این هفته چطور بود؟
ابلیس گفت: مگه صدای گریه های امام شون رو نمی شنوی ...؟!
********
- یه جمعه دیگه هم بدون امام مون(عج) گذشت.
- حتما یکی از دلایل طولانی شدن غیبت آقامون، ماییم. چون:
* اون قدر که دنیا رو خواستیم
* تعریف و تمجید دیگران رو خواستیم
* پست و مقام و مسؤولیت رو خواستیم
* پیشرفت توی زندگی و زرق و برق دنیای حرام رو خواستیم
* محبت های بی پایه و اساس و متزلزل کوچه و خیابونی رو خواستیم
یک هزارمش هم آقامون رو از خدا نخواستیم!
* شاید اگه مطالبه گرانه در خونه خدا رفته بودیم
* شاید اگه رفتار و کردارمون رو بهتر کرده بودیم
* شاید اگه به خاطر تسلی دل آقامون، کمتر گناه می کردیم
* شاید اگه منجی موعود(عج) رو – حقیقتا – از خدا خواسته بودیم
قصه ظهور، رنگ و بوی دیگری داشت و الآن چشمان دنیا به جمال آقا روشن شده بود.
اما هنوز هم دیر نیست. خدا رو به برکت این ایام نورانی قسم بدیم که آقامون رو به فریادمون برسونه که گشایش همه مشکلات عالَم به دست امام زمان مونه.

ادامه مطلب

 1399/2/12

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت هفتم

شوق پریدن

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* اولین شب جمعه ماه مبارک رمضان هم از راه رسید!
* خدا رو شکر می کنیم که تونستیم این شش روز رو روزه بگیریم.
* از خدا میخوایم به حق این شب باعظمت و نورانی، به ما توفیق بده بتونیم همه روزهای ماه رمضان، روزه دار و شب ها هم اهل تهجد و شب زنده داری باشیم.
*********
شب جمعه است دلم کرب و بلا می خواهد در حرم، حال مناجات و بُکا می خواهد
شب جمعه است دلم شوق پریدن دارد بوسه بر پهنه ی ایوان طلا می خواهد
خوبه حالا که مهمون خدا هستیم با زبون روزه و قلب شکسته و البته دلی امیدوار از خدا بخوایم خیلی زود، سایه سنگین این بیماری از سر بشریت جمع بشه و همه ما دوباره کنار هم بشینیم و مثل شبای جمعه ماه رمضون سالای گذشته، مناجات امیرالمؤمنین رو با همدیگه زمزمه کنیم:
اللهم انی اسئلک الامان یومَ لا ینفع مالٌ و لا بنون الا من اتی اللهَ بقلب سلیم ...
از خدا بخوایم یه بار دیگه زائر پیاده سیدالشهدا توی ایام اربعین باشیم ان شاءالله.
از خدا بخوایم یه بار دیگه چشمامون به رواق عزیز دارالحجه کنار مضجع شریف آقا علی بن موسی الرضا روشن بشه.
*********
* از بزرگی پرسیدن برای خودسازی چه ذکری بگیم؟
فرمودن: روزی چند بار به خودتو بگین: چقدر خوب میشه اگه من خوب بشم!
من، خوب بشم ... من بنده خوبی برای خدا بشم.
* بعضی از ماها اون قدر که حواس مون به نقاط ضعف و اشتباهات و گناهان دیگرانه، اصلا متوجه رفتار و کردار خودمون نیستیم.
* البته نباید امر به معروف و نهی از منکر رو از یاد ببریم، اما خیلی خوبه که همزمان روی تربیت نفس خودمون هم کار کنیم.
* پس یادمون باشه مراقبه، ترک گناه و انسان شدن رو از خودمون شروع کنیم و بهترین وقت هم برای عملی کردن این تصمیم مهم و سرنوشت ساز، همین روزها و شب های ماه مبارک رمضانه.
* مراقب خودتون باشید و برای همدیگه، زیاد دعا کنید.

ادامه مطلب

 1399/2/11

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت ششم

ذکری برای نجات

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* با هم دیگه قرار گذاشتیم تا می تونیم حواس مون به خدا و رفتار و کردار بنده های خوب خدا باشه و از توجه به زرق و برق های فانی و زودگذر دنیا چشم پوشی کنیم.
* دفتر مشق پسر، خیلی مرتب و تمیز بود. پدر ازش پرسید چرا توی این دفتر، کلمات زشت ننوشتی و کثیفش نکردی؟ پسر با تعجب جواب داد: آخه آقا معلم مون هر روز می بینه و نمره می ده. پدر هم که این جواب خوب رو از پسرش شنید، گفت پسرم سعی کن دفتر مشق زندگیت هم همین طور تمیز و مرتب و بی غلط باشه. چون معلم هستی - خدای مهربون - نه هر روز، بلکه هر لحظه داره اونو می بینه.
* قرآن بخونیم: الم یعلم بأن الله یری؟! (علق/14)
چقدر این آیه، تکان دهنده است!
* راستی! چرا ما یادمون می ره خدا داره می بینت مون؟
* چرا دفتر مشق زندگی بعضی از ماها این قدر، خط خطیه؟
* چرا توی دفتر مشق زندگی بعضی هامون، کارا و حرفای زشتی وجود داره که حاضر نیستیم به هیچ کس نشون شون بدیم؟!
* چرا این قدر غرق دنیا شدیم و خدا را فراموش کردیم؟
* اما یادمون باشه که برای برگشتن به آغوش پرمهر خدا هیچ وقت دیر نیست.
* خدا هر لحظه منتظره که ما با یه دفتر مشق جدید و تمیز و قابل دفاع، برگردیم و از اول شروع کنیم.
برای همین هم هست که میگن ماه مبارک رمضون، بهترین فرصت برای «آشتی با خدا»ست.
* چه خوبه که از همین حالا با یه عزم جدی بریم در خونه خدا و بگیم ما اومدیم تا یه مسیر جدید کم گناه رو شروع کنیم.
* ان شاءالله به برکت این ایام پر از صفا و معنویت، خدا دست همه رو بگیره و توی آغوش پرمهرش نگه داره. چه خوبه که امشب با خدا این شکلی حرف بزنیم:
سائل به جز اینجا مگر دارد کجا را؟ ممنون از این که راه دادی بینوا را
نان و نمک خوردم، نمکدان را شکستم اما نراندی از ضیافت، بی‌حیا را
پرده‌‌دری کردم، ولی چیزی نگفتی هی پرده پوشاندی، بنازم این خدا را
آلوده‌ایم اما پناه ما حسین(ع) است ذکر نجات هر دو عالم یا حسین است

ادامه مطلب

 1399/2/10

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت پنجم

دست های خالی

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

تو باز مرا خوانده ای امّا نگرانم از فیض مناجات سحر باز بمانم
من چندصباحی‌ست که در غَفلت محضم بیدار کن‌ ای‌دوست‌ از این‌ خواب‌ گِرانم
شعبان و رجب را به بطالت گذراندم با دست تُهی راهی شَهرُ الرَّمَضانم
توفیق بده تا که در این ماه مبارک جز ذکر تو چیزی نشود وِرد زبانم
سوگند به قاری سر نیزه الهی سی وعده سر سفره‌ی قرآن بنشانم
*****
* قرار شد خطورات ذهنی و افکارمون رو درست، مدیریت کنیم.
* راهش هم توجه حداکثری به خدا و الگو گرفتن از رفتار و کردار بنده های خوب خداست.
* اما اگه حواس مون به زرق و برق دنیا و مسائل فانی و زودگذر پرت بشه، باختیم.
* رمضان، بهار قرآنه. چه خوبه بریم دست به دامان قرآن بشیم: ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَاللَّهِ باقٍ. (نحل/96) آنچه پيش شماست، تمام مى‏شود و آنچه پيش خداست پايدار است ... .
* رسول خدا(ص) : وقتی که انسان از دنیا میره اميدش از همه چيز بريده می شه مگه از سه چيز:
1) صدقات جاريه (آثار خيرى كه در خدمت مردم و در راه خدا در جريانه)
2) علم و دانشى كه مردم ازش سود ببرن. (کتاب، شاگرد و ...)
3) فرزند خوب كه براش دعا کنه.
چرا كه همه اينها براى خدا و در راه او هستند و رنگ ابديت دارند. (تفسير نمونه، ج ‏11، ص 391)
* در حکمت 121 نهج البلاغه مى‏خوانيم: چقدر این دو تا کار، متفاوتن: کاری كه لذتش میره و کیفر و زیانش می مونه و کاری كه سختی و رنجش می گذره و پاداشش باقی می مونه.
* پس باید مراقب باشیم مثل افرادی زندگی نکنیم که وقتی از دنیا رفتیم، همه چیز تموم بشه و دست خالی، خدا رو ملاقات کنیم.
* از خدا توی این شبا بخوایم کارهای خوب مون رو طوری انجام بدیم که تداوم داشته باشن و باعث آبادی زندگی دنیا و آخرت مون بشن.

ادامه مطلب

 1399/2/9

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت چهارم

نوبت سرمستان

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

رمضان است خدا بنده نوازی کرده سفره ها باز شده خانه پر از مهمان است
میکده باز شد و زود دویدم داخل گفته ساقی سه دهه، نوبت سرمستان است ...
گفتم اول نروم، آخر خطم دیگر! مادرم گفت برو، خالق تو «رحمان» است
*****
* مقصد خداست و یکی از مهمترین موانع رسیدن به خدا، شیاطین هستن که توی این ماه، دستاشون بسته است.
* باران رحمت الهی همیشه در حال باریدنه، این ماییم که بعضی وقتا، کاسه هامون رو برعکس می گیریم و محروم می شیم.
* اصرار بر گناه و ناامیدی از رحمت الهی : ممنوع
*****
* یکی دیگه از راهکارای برداشتن موانعی که دیشب عرض شد اینه که باید مراقب خودمون باشیم و تا اون جایی که می تونیم توجهات و خطورات ذهنی مون رو درست، مدیریت کنیم.
* یکی از بزرگان اخلاق گفته بود: توجهت به هر چی باشه، قیمت تو هم همونه! اگه توجهت به خدا و بنده های خوبش باشه، قیمتی میشی و اگر هم حواست به چیزای دیگه باشه، از سکه و اعتبار میفتی.
* دعای ابوحمزه: سَیِّدی سَیِّدی سَیِّدی اَللَّهُمَّ اشغَلنَا بِذِکرِکَ و اَعِذنَا مِن سَخَطِک
* این میشه بخش اول راهکار) یعنی تلاش کنیم عمده توجه مون به خدا باشه که البته خیلی هم کار سختیه. اما ماه رمضون، فرصت خیلی خوبی برای شروع این رویه پسندیده است که امیدوارم همه ما بتونیم موفق به این کار بشیم. یعنی تا می تونیم خطورات ذهنی مون رو متوجه خدا و مسائل خوب بکنیم.
* ان شاءالله فردا شب درباره قسمت دوم این سفارش اخلاقی، بیشتر صحبت می کنیم. یعنی روزگار اونایی که از یاد خدا غافلن و فراموش کردن که خدایی هم هست.
* مراقب خودتون باشید و همدیگه رو توی این شبای نورانی، زیاد دعا کنید به ویژه دعای عاقبت بخیری ...

ادامه مطلب

 1399/2/8

محفل: سلسله نشست های خودشناسی - قسمت سوم

معادشناسی - مجلس پانزدهم

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* در بسياري‌ از روايات‌، مذمّت‌ دنيا شده‌ است‌. دوري‌ از دنيا را موجب‌ سعادت‌ و روي‌ آوردن‌ به‌ آن را علّت‌ شقاوت‌ دانسته‌ است‌.
معناي‌ دنيا در این دست روایات، همين‌ زندگي‌ كردن‌ بر اساس‌ تخيّلات‌ و شهوات‌ و لذات فانيه، غفلت‌ از برنامه حقيقي‌ انساني‌، جهالت‌ و غفلت‌ از خداست‌.

* منظور از دنياي‌ مذموم‌، زندگي‌ كردن‌ روي‌ زمين‌ و از نعمت هاي‌ پروردگار منّان،‌ بهره‌برداري‌ كردن‌ نيست‌.
روي‌ زمين‌ زندگي‌ كردن‌ و با عمر طولاني‌ با صحّت‌ و سلامت‌ زيست‌ نمودن‌ و در امان‌ و فراغت‌ بال‌ و آرامش‌ دل‌ و اطمينان‌ خاطر در روي‌ زمين‌ به‌ سر بردن،‌ گناه‌ نيست‌.
ما به‌ اختيار خود روي‌ زمين‌ نيامده‌ايم‌ و زندگي‌ نمي كنيم‌ و به‌ اختيار خود نمي‌رويم‌؛ پس‌ اين‌ آمدن‌ و رفتن‌، دنياي‌ مذموم‌ نيست‌.
* زندگي‌ روي‌ زمين‌ و تمتّع‌ از آنچه‌ خدا عنايت‌ فرموده‌ است‌ اگر توأم‌ با تقوي‌ و ورع‌ و عدالت‌ و ملكات‌ حسنه‌ و عبوديّت‌ در پيشگاه‌ ذات‌ مقدّس‌ خداوندي‌ باشد بهترين‌ وسيله ‌است‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ بهشت‌ و رضوان‌ و حقيقتش‌ حيات‌ علياست‌ در مقابل‌ حيات‌ دنيا.
* زندگي‌ روي‌ زمين‌ و حيات‌ مادّي‌ و سلامت‌ بدن‌ و عمر طولاني‌ و فراغت‌ خيال‌، بهترين‌ اساس‌ آخرت‌ و مايۀ سعادت‌ و راه‌ تكامل‌ انسان‌ است‌؛ بلكه‌ تنها وسيلۀ راه‌ كمال‌ و سعادت‌ است‌.

ادامه مطلب

 1398/11/28

محفل: هفتمین محفل ماه جمادی الثانی

معادشناسی - مجلس چهاردهم

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

* راه‌ رسیدن به بهشت‌، پافشاري‌ و صبر در برابر ناملايمات‌ است‌.
* تمام‌ اعمالي‌ كه‌ انسان‌ انجام‌ مي دهد بايد بر اساس‌ حقّ باشد و عمل‌ نمودن بر اساس حقّ، قدري‌ مشكل‌ است‌.
* اگر انسان‌ بخواهد در دنيا «شرافتمندانه» زندگی کند و در مقام‌ عبوديّت‌ و تسليم‌ اوامر حقّ متعال‌، سستي‌ نورزد و با «رياضات‌ شرعيّه»‌ نفس‌ خود را ادب‌ كند، سراسر زندگي‌ انسان‌ مواجه‌ با ناگواريها شده، باید مجاهدت نماید‌. چون‌ اينها راه‌ بهشت‌ و رضوان‌ و مقدّمۀ طهارت‌ و تهذيب‌ نفس‌ است‌ و تا نفس،‌ پاك‌ و مهذَّب‌ نشود، وصول‌ به‌ بهشت‌ امكان‌پذير نخواهد بود.
* جهنّم،‌ مملوّ است‌ از شهوات‌ و لذّات‌ بي‌بند و بار، دروغ‌ و غيبت‌، خيانت‌ و فسق‌ و فجور، قمار و شُرب‌ خمر، و تعدّي‌ به‌ اموال‌ و نواميس‌ مردم‌، و تجاوز به‌ حقوق‌ زن‌ و فرزند و همسايه‌ و شريك‌ و رفيق‌ و عالِم‌ و امام‌ و پيمبر(ص).
* راه‌ دوزخ‌، راه‌ عنان‌ گسيختگي‌، بي‌بند و باري‌ و راه‌ عدم‌ تعهّد و فقدان‌ مسؤوليّت‌ است‌.

ادامه مطلب

 1398/11/21

محفل: پنجمین محفل ماه جمادی الثانی