دومین محفل ماه جمادی الاول


دومین محفل ماه جمادی الاول
1396/11/9

  اعلام برنامه

ساعت 18:00) اذان توسط آقای ساربانی
ساعت 18:08 الی 18:25) اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء توسط آقای عبدی
ساعت 18:26 الی 18:34) تلاوت قرآن توسط آقای ساربانی
ساعت 18:35 الی 18:40) جمع خوانی دعای فرج
ساعت 18:42الی 18:45) پخش کلیپ
ساعت 18:45الی 18:47) جمع خوانی دعای وحدت به منظور ایجاد وحدت و همدلی و از بین بردن نفاق و تفرقه
ساعت 18:48 الی 19:33) سخنرانی توسط استاد خاتمی نژاد
ساعت 19:34) اتمام مراسم و پذیرایی


دروغ

- حکمت ۴۶ نهج البلاغه: کار زشتی که تو را برنجاند یا پشیمان کند نزد خداوند از کار خوبی که تو را دچار خود‌بینی کند بهتر است.
- مراقب باشید وقتی کار خوب می کنید دچار عجب نشوید.
مراتب دروغ:
- امام علی g : مومن به آثار عظیمه ایمان نمی رسد تا دروغ را ترک‌کند و نباید یکی از شما به فرزندش وعده ای دهد پس وفا نکند؛ جز این‌نیست که دروغ به فجور می کشد و فجور تو را به آتش دوزخ ملحق می کند.
- رسول اکرمa خطاب به اباذر فرمودند: چیزی جز زبان شما را جهنمی نمی کند.
- پیش از قیامت دروغ گفتن نزد مردم ظرافت و خوش طبعی است.
- رسول اکرمa : من خانه ای در بلند ترین درجات بهشت برای کسی ضامن هستم که مجادله را ترک‌کند و خانه ای در وسط بهشت برای کسی که دروغ را ترک کند.
- بیان خاطرات 58 و 60 از کتاب یادگاران شهید مهدی باکری (با موضوعات شماهم نیا! و مسؤولیت پذیری).
خاطره 58:
بیست روز مانده بود به عملیات خیبر. همه ی فرمانده دسته ها را جمع کرده بود، ازشان گزارش بگیرد. به فرمانده زرهی گفت «چه کاره اید؟» گفت «ما آماده نیستیم. تانک هامون هم هنوز آماده نیستن.» آقا مهدی بهش گفت «خیلی خب، تو نمی خواد بیای.» به فرمانده تخریب گفت «شما چه طور؟» جواب داد «بچه ها ی ما هنوز آموزش کافی ندیده ن.» آقا مهدی گفت «شما هم نیا. به جای این که شماها برین رو مین، خودمون
می ریم.» سومی که دید اوضاع این جوری است، گفت «حاجی خیالت از بابت بچه های ماراحت.»
خاطره 60:
برادرش فرمانده یکی از خطوط عملیات بود. رفته بودم پیشش برای هماهنگی. همان موقع یک خمپاره انداختند من مجروح شدم. دیدم که برادرش شهید شد. وقتی برگشتم، چیزی از شهادت حمید نگفتم؛ خودش می دانست. گفتم «بذار بچه ها برن حمید رو بیارن عقب.» قبول نکرد. گفت «وقتی رفتن بقیه رو بیارن، حمید رو هم می آرن.» انگار نه انگار که برادرش شهید شده بود. فقط به فکر جمع و جور کردن نیروهایش بود. تا غروب چند بار دیگر هم گفتم؛ قبول نکرد.
خط سقوط کرد و همه شهدا ماندند همان جا.

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد

دریافت فایل صوتی سخنرانی

عکس هایی از محفل

راه های ارتباطی با هیأت رهروان سیدالشهداء g


اراک، خیابان شهید سعید ادبجو، روبروی پمپ بنزین، بن بست شهید محمدی هیأت رهروان سیدالشهداءg

  info@mahfelezekr.ir

  1979 3412 086

  منتظر پیام های شما هستیم.