دومین محفل ماه شعبان


دومین محفل ماه شعبان
1397/2/1

  اعلام برنامه

ساعت 18:55 الی 19:05) تلاوت قرآن توسط آقای امینی
ساعت 19:05 الی 19:09) جمع خوانی دعای فرج
ساعت 19:09 الی 19:13) پخش کلیپ
ساعت 19:13الی 19:15) جمع خوانی دعای وحدت به منظور ایجاد وحدت و همدلی و از بین بردن نفاق و تفرقه
ساعت 19:18 الی 20:00) سخنرانی توسط استاد خاتمی نژاد
ساعت 20:05) اقامه اذان توسط آقای صفایی
ساعت 20:10 الی 20:30) اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء توسط آقای خاتمی نژاد
ساعت 20:34) اتمام مراسم و پذیرایی


دروغ گویی

حکمت 93 نهج البلاغه:
- امام(عليه السلام) فرمودند: هيچ كس از شما نگويد خداوندا! به تو پناه مى برم از اين كه مرا امتحان كنى، زيرا هيچ كس نيست مگر اين كه امتحانى دارد.
- اگر كسى مى خواهد به خدا پناه برد و دعا كند، از آزمون هاى گمراه كننده به خدا پناه برد. خداوند سبحان مى فرمايد: «بدانيد اموال و اولاد شما وسيله آزمايش شماست».
- در آزمایشات مشخص می شود که چه کسی به روزی و نعمت های خداوند راضی است یا چه کسی ناراضی است.
- ما باید در برابر آزمایشات خداوند تسلیم باشیم.
- فتنه یعنی ما شما را در کوره ملایمات و ناملایمات می آزماییم.
- ممکن است فردی با ثروت بسیار آزمایش شود یا کسی با فقر آزمایش شود.
دروغ گویی :
- نباید به ادعیه و مناجات عادت کنیم.
- بعضی می گویند دین داری سخت است. دین داری زمانی آسان می شود که ما به یک مجموعه سنجاق بشویم.
- در تایید مجموعه حضرت علی علیه السلام فرمودند: گوسفند تنها طعمه گرگ است.
- زمانی هست ما دعایی برای آمرزش گناهانمان می خوانیم در حالی که اصلا واقعا از گناه خود شرمنده نیستیم و واعظ درونمان را با گناه از بین برده ایم، در این صورت ما دروغ می گوییم.
- در دعاها و مناجات بفهمیم که سخنران یا مداح چه می گوید.
- به نفسمان خیلی آزادی ندهیم زیرا نفس مرا به پرتگاه گناه می برد و برگشت از این پرتگاه خیلی سخت است.
- به جنبه اجتماعی و فردی بودن کارهایمان فکر کنیم.
- برای اینکه به آزادی فردی برسیم، آزادی جمعی یا اجتماعی دیگران را با کارهایمان سلب نکنیم.
- بیان خاطره 47 ازکتاب یادگاران شهید همت با عنوان عشق به خانواده.
خاطره 47:
- يك شال مشكي انداخته بود دور گردنش. هيچ وقت اين قدر زيبا نديده بودمش. چند روزي بود كه مهدي به دنيا آمده بود و او تازه خبر شده بود. شب از نيمه گذشته بود. آمد و كنارمان نشست. تا خود صبح با هم گفتيم و خنديديم.
بچه را بغل گرفت و دو زانو كنار علاءالدين نشست. از مهدي چشم بر نمي داشت. تو گوشش اذان گفت و شروع كرد به حرف زدن با او؛ انگار با يك مرد طرف بود. بعضي وقت ها چقدر دلتنگ اون لحظه مي شوم.

سخنران: آقای استاد خاتمی نژاد


عکس هایی از محفل

راه های ارتباطی با هیأت رهروان سیدالشهداء g


اراک، خیابان شهید سعید ادبجو، روبروی پمپ بنزین، بن بست شهید محمدی هیأت رهروان سیدالشهداءg

  info@mahfelezekr.ir

  1979 3412 086

  منتظر پیام های شما هستیم.