بیستمین محفل ماه محرم


بیستمین محفل ماه محرم
1395/8/6

  اعلام برنامه

ساعت 17:50) اقامه نماز جماعت مغرب و عشا و تلاوت آیات 35 تا 42 سوره مبارکه رعد توسط برادر مهدی قاسمی
ساعت 18:14 ) اشاره به بخشی از زندگی “شهید حسنعلی رجبی” و تقدیم ثواب محفل امشب به روح ایشان
ساعت 18:22) پخش نماهنگ ” مسیر حیات ” با موضوع پیاده روی اربعین به مدت 6 دقیقه
ساعت 18:30 ) جمع خوانی دعای وحدت توسط همه حضار به منظور ایجاد وحدت و همدلی و از بین بردن نفاق و تفرقه
ساعت 18:35) قرائت دعای کمیل توسط برادر حامد صفری
ساعت 19:16 ) مداحی، سوگواری و سینه زنی توسط برادر حامد صفری
ساعت 20:18) اتمام مراسم و پذیرایی از سوگواران حضرت اباعبدالله الحسین g


   این محفل سخنرانی نداشت!


شهید حسن علی رجبی

  زندگی نامه
شهید حسنعلی رجبی در سال 1346 در یک خانواده مذهبی در یکی از روستاهای اراک به نام اسکو به دنیا آمد و چون خانواده ایشان با روحانیت در زمان قبل از انقلاب رابطه داشت و پدرشان نیز شیخ بود، با احکام اسلام از زمان طفولیت آشنا بود و تحصیلات ابتدایی را در روستا به پایان رساند.
در صحنه انقلاب و مبارزه با شاه فعالیت داشت و پس از پایان تحصیلات دوره ابتدایی به جهت فقر مالی نتوانست ادامه تحصیل دهد و به کار بنایی در شهرها مشغول شد. به خاطر علاقه ای که به امام و انقلاب داشت، به سوی جبهه ها رهسپار شد. اخلاق و رفتار ایشان چنان بود که هر کسی که با ایشان کار می کردند از اعمال و رفتار وی تعریف می کردند. بعد از اینکه از جبهه برگشت دوبار دیگر نیز به جبهه رفت. در عملیات والفجر8 و کربلای 1 شرکت کرد.
در آخرین نامه اش نوشته بود: از خدا بخواهید قربانی کوچکی را که در راه خدا داده اید از شما قبول کند. به خدا قسم که در چشم من، شهادت مثل عروسی ست. اگر من شهید شدم مرگ مرا مصیبت ندانید.
مثل اینکه اصلا می دانست که شهید می شود و در عملیت کربلای 4 در شلمچه به درجه رفیع شهادت رسید.

  وصیت نامه
به نام الله، پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام و درود برمنجی عالم بشریت حضرت مهدی، امام زمان f، در هم کوبنده ذلت و بیدار کننده ملت و با درود و سلام بر شهیدان راه خدا.
پروردگارا ما ندای تو را شنیدیم و به آن جامه عمل پوشاندیم. خدایا تو رهبری از سلاله حضرت زهرا B به ما عطا کردی که ما را از گمراهی نجات بخشید و صراط مستقیم را به ما نشان داد تا به هدفی که از قبل برای ما آماده کردی برسیم. خدایا هزاران هزار بار تو را شکر که به ما توفیق دادی که راه شهیدان کربلا را ادامه دهیم.
پدر و مادر مهربانم چه رنج ها و چه سختی ها برای من کشیدید و چه شب ها که برای گریه من بیدار ماندید. من در این دنیا عصای پیریتان نشدم، اما رضای خداوند متعال در آن بود که من شهید شوم. برادران عزیزم راه شهیدان را ادامه دهید و مغرور نشوید که ما یک شهید دادیم.خواهر عزیزم، حجاب تو کوبنده تر از سلاح من است و وظیفه خطیری داری و چون زینب Bباید پیام رسانی برای تمام خواهران باشی تا در دامن تو فرزندانی حسین گونه پرورش یابد و از تو خواهر عزیزم می خواهم که مرا حلال کنی. از تمام خویشاوندان و همسایگان و مردم شهید پرور اسکو می خواهم که اگر بدی از من دیدند به بزرگی خودشان حلال کنند.


راه های ارتباطی با هیأت رهروان سیدالشهداء g


اراک، خیابان شهید سعید ادبجو، روبروی پمپ بنزین، بن بست شهید محمدی هیأت رهروان سیدالشهداءg

  info@mahfelezekr.ir

  1979 3412 086

  منتظر پیام های شما هستیم.