پنجمین محفل ماه صفر در شب اربعین


پنجمین محفل ماه صفر در شب اربعین
1395/8/29

  اعلام برنامه

ساعت 17:32) اقامه نماز جماعت مغرب و عشا و تلاوت آیات 87 تا 96 مبارکه یوسف توسط برادر مهدی قاسمی
ساعت 18:02) قرائت زیارت عاشورا توسط برادر مهدی قاسمی
ساعت 18:20) اشاره به بخشی از زندگی ” شهید رضا پاکپور ” و تقدیم ثواب محفل امشب به روح ایشان
ساعت 18:25) پخش نماهنگ ” اربعین ” با موضوع پیاده روی اربعین به مدت 5 دقیقه
ساعت 18:30 ) جمع خوانی دعای وحدت توسط همه حضار به منظور ایجاد وحدت و همدلی و از بین بردن نفاق و تفرقه
ساعت 18:35) سخنرانی دکتر خاتمی نژاد با موضوع پیاده روی اربعین
ساعت 19:13) مداحی و سوگواری و سینه زنی توسط برادر سید محمد خاتمی نژاد
ساعت 20:05) اتمام مراسم و پذیرایی از سوگواران حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام


   این محفل سخنرانی نداشت!


بحر طویل

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند/ از یمن تربت شه کرب و بلا کنند
آنان که دیده اند ضریح حسین را/ آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
در حسرت زیارت تو عاشقان تو/ در روضه، جای صحن و سرایت صفا کنند
جامانده های قافله اربعین تو / آقا دوای درد دل خود کجا کنند ؟
جا تنگ بوده است و یا ما اضافه ایم/ مردم به چشم طعنه نگاهی به ما کنند
باشد حسین، کرب و بلا مال خوب ها/ بد ها بگو که عقده دل با چه وا کنند
ما هم دل شکسته به دست می رویم تا/ ما را غبار صحن و سرای رضا کنند
کاروان می رسد از راه ولی آه / چه دل گیر، چه دلتنگ، چه بی تاب
دل سنگ شده آب از این ناله جانکاه/ زنی مویه کنان، موی کنان، خسته، پریشان
پریشان و پریشان، شکسته، نشسته/ سر تربت سالار شهیدان
شده مرثیه خوان غم جانان/ همان حضرت عطشان، همان کعبه ایمان
همان قاری قرآن، سر نیزه خون بار/ همان یار همان یار همان کشته اعداء
کاروان می رسد از راه ولی آه/ نه صبری، نه شکیبی، نه مرم، نه طبیبی
ز داغ غم این دشت بلاپوش به دل هاست لهیبی/ به هر سوی که رفتند، نه قبری نه نشانی
فقط می وزد از تربت محبوب همان نفحه سیبی/ که کشانده ست دل اهل حرم را
کاروان می رسد از راه و هر کس به کناری/ پر از شیون و زاری، کنار غم یاری، سر قبر و مزاری
یکی با تب و دلواپسی و زمزمه رفته / به دنبال مزار پسر فاطمه رفته
یکی با دل مجروح و با کوهی از اندوه / به دنبال مه علقمه رفته
یکی کرب و بلا پیش نگاهش / سراب است و سراب است، دلش در تب و تاب است
و این خاک پر از خاطره هایی ست که یک یک/ همگی عین عذاب است
و این بانوی دل سوخته خسته رباب است/ که با دیده خون بار عزاپوش
خدایا به گمانش که گرفته ست گلش را در آغوش/ و با مویه و لالایی خود می رود از هوش
گلم تاب ندارم، حرم آب ندارد، علی خواب ندارد/ یکی بی پر و بی بال، دل افسرده و بی بال
که انگار گذشته ست چهل روز بر او مثل چهل سال/ و بوده ست پناه همه اطفال
پس از این همه غربت رسیده ست به گودال/ همان جا که عزیزش، همان جا که امیدش
همان جا که جوانان رشیدش، همان جا که شهیدش/ در امواج پریشان نی و دشنه و شمشیر
در آن غربت دل گیر، شده مصحف پر پر/ و رفته ست سرش بر سر نیزه و تن بی کفن او
سه شب در دل صحرا رها مانده خدایا/ چهل روز شکستن، چهل روز بریدن
چهل روز پی ناقه دویدن/ چهل روز فقط طعنه و دشنام شنیدن
چهل روز اسارت، چهل روز جسارت/ چهل روز غم و غربت و غارت
چهل روز پریشانی و حسرت، چهل روز مصیبت/ چهل روز نه صبری و قراری، نه یک محرم و یاری
ز دیاری به دیاری، عجب ناقه سواری / فقط بود سرت بر سر نی قاری زینب
چهل روز تب و شیون و ناله / ز خاکستر و دشنام، ز هر بام حواله
و از شدت اندوه و با خاطر مجروح/ جگر گوشه تو کنج خرابه
همان آینه فاطمه B، جاماند سه ساله / چهل روز فقط شیون و داغ و غم و درد فراق و
بگویم کدامین گله ها را، غم فاصله ها را / تب آبله ها را و یا زخم گلوگیرترین سلسله ها را
و یا طعنه بی رحم ترین هلهله ها را/ و یا مرحمت دم به دم حرمله ها را
چهل روز صبوری و صبوری / غم و ماتم و دوری و صبوری
و تا صبح سری کنج تنوری و صبوری/ نه سلامی نه درودی، کبودی و کبودی
عجب آتش و خاکستر و دودی و کبودی/ و آن شهر پر از کینه و ماتم، چه ورودی و کبودی
در آن بارش خون رنگ سر نیزه، تو بودی و کبودی/ گذر از وسط کوچه سنگی یهودی و کبودی
و در تشت طلا گرم شهودی و چه ناگاه چه دل تنگ غروبی/ چه چوبی، عجب اوج و فرودی و کبودی
خدایا چه کند زینب کبری B

دریافت فایل صوتی شعرخوانی

شهید رضا پاکپور

  زندگی نامه
شهید رضا پاکپور متولد 1343 ، در روستای دهسرد، شهر اراک. و تاریخ شهادت ایشان 23 رمضان 61 در عملیات رمضان در شلمچه.
شهید با وجود سن کم در حدود چهارده پانزده سالگی روحیه بسیار فعالی در مبارزات زمان طاغوت داشت. ایشان بحث طلبگی را در محضر آیت الله مشکینی شروع کرد تا اینکه جنگ فرا رسید و به جبهه اعزام شد. بارزترین خصوصیت ایشان شهامت و نترس بودن ایشان بود.

  وصیت نامه
« و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون »
با سلام و درود به رهبر انقلاب اسلامی، امام خمینی u که همیشه قلب او برای اسلام و مسلمین می تپد و اول سخن او اسلام و آخر سخن او اسلام است. سفارش من به این امت که همیشه در صحنه هستند که با کارهای خیر و نیکوی خود نهضت رهبر کبیر انقلابمان امام خمینی را یاری کرده و مبادا او را تنها گذارید و قلب او را ناراحت کنید که در آن صورت خداوند شما را نخواهد بخشید. چون خود می دانید که دو هزار و پانصد سال است انتظار چنین روزی را می کشیم که چنین سرزمینی داشته باشیم و این طور در پیش برد اسلام کوشا باشیم و از زیر یوغ ستمگران رها شویم و آزاد زیر پوشش اسلام زندگی کنیم. و از شما مبادا کوتاهی کنید که این حکومت اسلامی از بین برود و تا بخواهیم چنین انقلابی پیش بیاوریم، باید خیلی شهید بدهیم. این انقلاب امانتی ست از جانب شهدا. مبادا خیانت کنید که کوتاهی و کنار کشیدن و کار نکردن برای انقلاب همان خیانت به امانت است و خداوند می فرماید:« هر کس از ذکر من دوری کند برای او زندگی سختی در پیش است و در آخرت هم کور محشور می شود.»
و سلام بر تو ای پدر عزیز، می خواهم وقتی خبر شهادت من رسید، دو رکعت نماز شکر به جای آوری و سفارشم را به دیگر دوستان حزب اللهیم که سخنی را که امام علیgمی فرماید: “که یک ساعت فکر کردن بهتر است از هفتاد ساعت عبادت” و یک لحظه فکر کردن سرنوشت انسان را عوض می کند و او را در راهی که رضای خدا در آن است راهنمایی می کند.


راه های ارتباطی با هیأت رهروان سیدالشهداء g


اراک، خیابان شهید سعید ادبجو، روبروی پمپ بنزین، بن بست شهید محمدی هیأت رهروان سیدالشهداءg

  info@mahfelezekr.ir

  1979 3412 086

  منتظر پیام های شما هستیم.