هشتمین محفل سوگ ماه محرم 1438


هشتمین محفل سوگ ماه محرم 1438
1395/7/18

  اعلام برنامه

ساعت 18:12) اقامه نماز جماعت مغرب و عشا و تلاوت آیات 8 تا 17سوره مبارکه اسرا توسط برادر مهدی قاسمی
ساعت 18:45) قرائت زیارت عاشورا توسط برادر بهزاد امینی
ساعت 18:57 ) پخش نماهنگ «به جرم علی بودن» به مدت 00:07:13
ساعت 19:05) جمع خوانی دعای وحدت توسط همه حضار به منظور ایجاد وحدت و همدلی و از بین بردن نفاق و تفرقه
ساعت 19:10 ) سخنرانی دکتر سید محمد خاتمی نژاد با موضوع «تقوای زبانی»
ساعت 19:52) مقتل خوانی دکتر سید محمد خاتمی نژاد از ترجمه کتاب «نفس المهموم» محدث قمی با موضوع نحوه به شهادت رسیدن حضرت علی اکبر g

ساعت 19:58 ) مداحی، سوگواری و سینه زنی ویژه شهادت حضرت علی اکبرg توسط برادر صفری
ساعت 20:49) اتمام مراسم و پذیرایی از سوگواران حضرت اباعبدالله الحسینg


تقوای زبان

طبق سخنرانی حضرت آقا در جمع فرماندهان سپاه، در باب چرایی واقعه عاشورا می توان روی عافیت طلب شدن “خواص بی خواص” جامعه صحبت کرد. بزرگانی که پس از رحلت پیامبر a زندگی ساده آنها چنان دست خوش تغییر شد که بعد از مرگ ماترک آنها را با تبر می شکستند. مانند طلحه و زبیر یا عبدالرحمان بن عوف …بسیاری از صحابه های رسول خدا در این آزمون شکست خوردند.
رسول خدا a فرمودند:«به طول رکوع و سجود افراد نگاه نکنید، ای بسا منافقینی هستند که در صفوف مسلمین رخنه کرده اند.»
خطای راهبردی ما این است که تصور کنیم کسی که نماز می خواند، متعلق به جبهه حق است. نمازی که شاید از نظر کمّی صدها برابر نماز افرادی مثل شهدا نیز باشد.
امام حسین g:« الناس عبید الدنیا ». به امام حسین g می گفتند جانم به قربانت ولی نمیتوانم یاریتان کنیم. امام نیز به آنها می فرمودند: پس بروید تا ندای “هل من ناصر” من به شما نرسد، چرا که اگر ندایم را بشنوید و یاریم نکنید، اهل دوزخ خواهی بود.
شب عاشورا به حبیب گفتند که تو نه سن و سالت اقتضا می کند و نه ما در شرایطی هستیم که با ما مزاح کنی. حبیب بن مظاهر می فرمود: چرا مزاح نکنم که ما فردا این لحظه در آغوش رسول خدا هستیم …
بزرگترین منکری که پنچاه سال پس از پیامبرa اتفاق افتاد و بسیاری از صحابه به دلیل دنیاطلبی ، آن را نهی نکردند ، خلافت شخص فاسقی چون یزید بود که وقتی میمون او کشته شد ، چند روز عزای عمومی اعلام کرد !
شهید آوینی چنین می نویسد که: در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمی شود.
در فیلم مختار، عبیدالله بن زیاد چنین می گوید که در جنگ شهری، زنان نیمی از سپاهند … به این صورت که به بهانه های مختلف جلوی جنگیدن پسران و همسران خود را می گیرند و با این گونه حضرت مسلم g تنها می ماند و حسین بن علی g به مسلخ کربلا خواهد رفت.
مصیبت اصلی از بعدازظهر عاشورا تازه شروع می شود، پس بعد از روز عاشورا نیز مجالس سیدالشهدا gرا رها نکنیم و متصل به این محافل انسان سازی باشیم.
لشکر سلیمان بن صرد خزاعی صحابه رسول خدا a که در قیام توابین قتل عام شد، در روز عاشورا کجا بود ؟؟ و چرا او مسلم بن عقیل، نایب امام زمان خود را تنها گذاشت ؟؟
افرادی که نه از باطل اظهار برائت می کنند و نه از جبهه حق حمایت، جزء جبهه باطل هستند چون در اسلام تماشاچی نداریم.

سخنران: آقای دکتر سید محمد خاتمی نژاد

دریافت فایل صوتی سخنرانی

حضرت علی اکبرg

ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان…/ مثل تیری که رها می شود از دست کمان
خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود/ بعد یک عمر ، رها از قفس تن شده بود
مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود/ مست می آمد و رخساره برافروخته بود
روح او از همه دل کنده به او دل بسته/ بر تنش دست یدالله حمایل بسته
بی خود از خود، به خدا با دل و جان می آمد/ زیر شمشیر غمش رقص کنان می آمد
یا علی گفت که بر پا بکند محشر را / آمده باز هم از جا بکند خیبر را
آمد، آمد به تماشا بکشد دیدن را / معنی جمله در پوست نگنجیدن را
بی امان دور خدا مرد جوان می چرخید/ زیر پایش همه کون و مکان می چرخید
بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد/ رفت از میسره از میمنه بیرون آمد
آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه/ گفت :”لا حول و لا قوء إلا بالله”
مست از کام پدر، زاده لیلا، مجنون/ به تماشای جنونش همه دنیا مجنون
آه در مثنوی ام آینه حیرت زده است/ بیت در بیت، خدا، واژه به وجد آمده است
رفتی از خویش که در خویش به وحدت برسی/ پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی
نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد/ به تماشای نبرد تو خداوند آمد
با همان حکم که قرآن خدا جان من است/ آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است
ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست/ دیدمت خرم و خندان قدح باده به دست
آه! آیینه در آیینه عجب تصویری/ داری از دست خودت جام بلا می گیری
زخم ها با تو چه کردند ؟ جوان تر شده ای/ به خدا بیشتر از پیش پیمبر شده ای
پدرت آمده در سینه تلاطم دارد/ از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا/ آه، لب وا کن و انگور بخواه از بابا
گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید/ با فغان پسرم وا پسرم می آید
باز هم عطر گل یاس به گیسو داری / ولی این بار چرا دست به پهلو داری ؟!
کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است/ یاس در یاس، مگر مادر من برگشته است ؟!
مثل آیینه ی در خاک مکدر شده ای/ چشم من تار شده؟ یا تو مکرر شده ای؟!
من تو را در همه کرب و بلا می بینم/ هر کجا می نگرم جسم تو را می بینم
ارباً اربا شده چون برگ خزان می ریزی/ کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی
مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم / باید انگار تو را بین عبا بگذارم
باید انگار تو را بین عبایم ببرم/ تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم …

دریافت فایل صوتی شعرخوانی

ویژه نامه



عکس هایی از محفل

راه های ارتباطی با هیأت رهروان سیدالشهداء g


اراک، خیابان شهید سعید ادبجو، روبروی پمپ بنزین، بن بست شهید محمدی هیأت رهروان سیدالشهداءg

  info@mahfelezekr.ir

  1979 3412 086

  منتظر پیام های شما هستیم.